chivaree

[ایالات متحده]/ˌʃɪvəˈriː/
[بریتانیا]/ˌʃɪvəˈri/

ترجمه

n. موسیقی پر سر و صدا یا هیاهو؛ نوعی از چاریواری
Word Forms
جمعchivarees

عبارات و ترکیب‌ها

chivaree celebration

جشنواره چیوار

chivaree party

جشن چیوار

chivaree tradition

آداب و رسوم چیوار

chivaree event

رویداد چیوار

chivaree night

شب چیوار

chivaree music

موسیقی چیوار

chivaree fun

سرگرمی چیوار

chivaree guests

مهمانان چیوار

chivaree parade

نمایش چیوار

chivaree festivities

جشن‌ها و سرورهای چیوار

جملات نمونه

they planned a chivaree for the newlyweds.

آنها برای زوج‌های تازه عروس یک چیورِی برنامه‌ریزی کردند.

the town held a chivaree to celebrate the couple's marriage.

شهر یک چیورِی برگزار کرد تا از ازدواج زوج خوشحال شوند.

during the chivaree, friends made a lot of noise to honor the couple.

در طول چیورِی، دوستان سر و صدا کردند تا به زوج ادای احترام کنند.

it is a tradition to have a chivaree after the wedding.

برگزاری یک چیورِی پس از عروسی یک سنت است.

the chivaree included music, dancing, and laughter.

چیورِی شامل موسیقی، رقص و خنده بود.

everyone was excited about the chivaree planned for saturday.

همه از چیورِی که برای شنبه برنامه‌ریزی شده بود هیجان‌زده بودند.

they decorated the town square for the chivaree.

آنها میدان شهر را برای چیورِی تزئین کردند.

the chivaree was a surprise for the bride and groom.

چیورِی یک غافلگیری برای عروس و داماد بود.

friends organized a chivaree to welcome the couple back from their honeymoon.

دوستان یک چیورِی برگزار کردند تا زوج را از ماه عسلشان استقبال کنند.

at the chivaree, they shared funny stories about the couple.

در چیورِی، آنها داستان‌های خنده‌دار در مورد زوج با یکدیگر به اشتراک گذاشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید