chlorinates

[ایالات متحده]/[ˈklɒrɪneɪts]/
[بریتانیا]/[ˈklɔːrɪneɪts]/

ترجمه

v. ( transitiv) با کلر کردن؛ کلر را به … اضافه کردن.
v. ( intransitiv) خود به خود کلر شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

chlorinates water

آب را کلره می‌کند

pool chlorinates

کلره کردن استخر

chlorinates surfaces

سطوح را کلره می‌کند

chlorinated pool

استخر کلره شده

chlorinates effectively

به‌طور مؤثر کلره می‌کند

chlorinates regularly

به‌طور منظم کلره می‌کند

chlorinates pipes

لوله‌ها را کلره می‌کند

جملات نمونه

the municipal water supply chlorinates to ensure safe drinking water.

تامین آب شهری کلرینه می‌شود تا از آب شرب ایمن باقی بماند.

the pool chlorinates regularly to prevent algae growth.

استخر به طور منظم کلرینه می‌شود تا رشد جلبک جلوگیری شود.

the manufacturer chlorinates the wastewater before discharge.

تولیدکننده پساب را قبل از تخلیص کلرینه می‌کند.

the process chlorinates the organic compounds in the soil.

فرايند ترکيبات آلی در خاک را کلرینه می‌کند.

the chemical plant chlorinates to produce bleaching agents.

کارخانه شیمیایی کلرینه می‌کند تا عوامل بی‌رنگ کننده تولید کند.

the technician carefully chlorinates the sample in the lab.

فناور نمونه را در آزمایشگاه به دقت کلرینه می‌کند.

the system chlorinates the cooling water to inhibit corrosion.

سیستم آب خنک کننده را کلرینه می‌کند تا زنگ زدگی مهار شود.

the city chlorinates its reservoirs to maintain water quality.

شهر مخازن خود را کلرینه می‌کند تا کیفیت آب حفظ شود.

the process chlorinates the hydrocarbons to create chlorinated solvents.

فرايند هیدروکربوران‌ها را کلرینه می‌کند تا حلال‌های کلردار ایجاد کند.

the research team chlorinates to study reaction kinetics.

تیم تحقیق کلرینه می‌کند تا دینامیک واکنش‌ها را مطالعه کند.

the equipment chlorinates the incoming water stream.

دستگاه جریان آب ورودی را کلرینه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید