choccies

[ایالات متحده]//ˈtʃɒkiz//
[بریتانیا]//ˈtʃɑːkiz//

ترجمه

n. جمع choccy؛ شکلات یا نمونه‌های شکلاتی.

عبارات و ترکیب‌ها

my choccies

چوکی‌های من

some choccies

چند چوکی

these choccies

این چوکی‌ها

love choccies

دوست دارم چوکی‌ها

eat choccies

چوکی‌ها را بخور

give choccies

چوکی‌ها را بده

tasty choccies

چوکی‌های لذیذ

choccies are

چوکی‌ها هستند

choccies for

چوکی‌ها برای

جملات نمونه

would you like some choccies?

آیا می‌خواهید چوکی بگیرید؟

i bought a box of choccies for my friends.

یک جعبه چوکی برای دوستانم خریدم.

the choccies were delicious but too sweet.

چوکی‌ها لذیذ بودند اما خیلی شیرین.

my grandmother makes the best choccies.

مادربزرگم بهترین چوکی‌ها را می‌سازد.

i'm addicted to these choccies.

من به این چوکی‌ها وابسته شده‌ام.

the children were given choccies as a reward.

کودکان به عنوان پاداش چوکی دریافت کردند.

these premium choccies cost a fortune.

این چوکی‌های لوکس گران هستند.

i saved some choccies for later.

من چند چوکی را برای بعد ذخیره کردم.

the choccies melted in the hot weather.

چوکی‌ها در آب و هواي گرم ذوب شدند.

she received a beautiful gift box of choccies.

او یک جعبه هدیه زیبای چوکی دریافت کرد.

i could really go for some choccies right now.

من الان واقعاً می‌خواهم چوکی بگیرم.

the choccies are laid out on the table.

چوکی‌ها روی میز چیده شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید