cholemic

[ایالات متحده]/kəˈliːmɪk/
[بریتانیا]/kəˈliːmɪk/

ترجمه

adj. مربوط به یا مشخص شده با کلِمیا (حضور صفرا در خون)

عبارات و ترکیب‌ها

cholemic patient

بیمار کلِمیک

cholemic syndrome

سندرم کلِمیک

cholemic state

وضعیت کلِمیک

is cholemic

کلِمیک است

cholemic symptoms

علائم کلِمیک

cholemic complications

عوارض کلِمیک

cholemic hepatitis

هپاتیت کلِمیک

cholemic nephrosis

نفروز کلِمیک

cholemic encephalopathy

آنزفالوپاتی کلِمیک

cholemic manifestations

تظاهرات کلِمیک

جملات نمونه

the cholemic patient exhibited pronounced jaundice and severe pruritus.

بیمار کلِمیک علائم زردی شدید و خارش شدید را نشان داد.

cholemic syndrome often presents with dark urine and clay-colored stools.

سندرم کلِمیک اغلب با ادرار تیره و مدفوع به رنگ خاک رس ظاهر می شود.

neonates with cholemic conditions require careful monitoring of liver function.

نوزادان مبتلا به شرایط کلِمیک نیاز به نظارت دقیق بر عملکرد کبد دارند.

the cholemic state can lead to serious neurological complications if untreated.

وضعیت کلِمیک می تواند منجر به عوارض عصبی جدی شود اگر درمان نشود.

cholemic individuals typically show elevated bilirubin levels in blood tests.

افراد کلِمیک معمولاً سطح بالای بیلی روبین را در آزمایشات خون نشان می دهند.

early recognition of cholemic manifestations is crucial for effective treatment.

تشخیص زودهنگام علائم کلِمیک برای درمان موثر بسیار مهم است.

cholemic crisis can occur in severe cases of liver dysfunction.

بحران کلِمیک می تواند در موارد شدید اختلال عملکرد کبد رخ دهد.

the cholemic neonate needed immediate phototherapy to prevent kernicterus.

نوزاد کلِمیک نیاز به فتوتراپی فوری برای جلوگیری از کرنیکتروس داشت.

chronic cholemic conditions may require liver transplantation as a last resort.

شرایط مزمن کلِمیک ممکن است نیاز به پیوند کبد به عنوان آخرین راه حل داشته باشد.

medical professionals must recognize cholemic presentations quickly.

متخصصان پزشکی باید به سرعت علائم کلِمیک را تشخیص دهند.

cholemic tendencies can be detected through routine newborn screening.

تمایلات کلِمیک را می توان از طریق غربالگری روتین نوزادان تشخیص داد.

the cholemic syndrome was successfully managed with medication and dietary changes.

سندرم کلِمیک با موفقیت با دارو و تغییرات رژیم غذایی مدیریت شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید