cholerics

[ایالات متحده]/ˈkɒlərɪk/
[بریتانیا]/ˈkɑːlərɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به آسانی عصبانی می‌شود; زود رنج; صفراوی.

جملات نمونه

His choleric temperament often leads to conflicts with his colleagues.

خلق و خوی افسرده او اغلب منجر به درگیری با همکارانش می شود.

The choleric boss shouted at his employees for making a mistake.

مافیا با عصبانیت به کارمندانش به دلیل مرتکب شدن اشتباه فریاد زد.

She tried to avoid her choleric neighbor to prevent unnecessary arguments.

او سعی کرد از همسایه عصبی خود اجتناب کند تا از بحث های غیر ضروری جلوگیری کند.

His choleric outbursts were becoming more frequent, causing concern among his friends.

خروجی های عصبی او بیشتر و بیشتر می شد و باعث نگرانی دوستانش می شد.

The choleric customer demanded to speak to the manager about the poor service.

مشتری عصبی خواست با مدیر در مورد خدمات ضعیف صحبت کند.

She tried to remain calm despite her choleric husband's constant complaints.

او سعی کرد با وجود شکایت های دائمی شوهرش آرام بماند.

The choleric driver honked aggressively at the slow-moving vehicle in front of him.

راننده عصبی به طور تهاجمی به خودروی کند حرکت در جلوی او بوق زد.

His choleric reaction to criticism often alienated his friends and family.

واکنش عصبی او به انتقاد اغلب دوستان و خانواده اش را از او دور می کرد.

The choleric chef slammed pots and pans in the kitchen when things didn't go his way.

سرآشپز عصبی وقتی همه چیز طبق خواسته او پیش نمی رفت، قابلمه ها و تابه ها را به زمین کوبید.

The choleric professor's loud voice echoed through the lecture hall when students failed to pay attention.

صدای بلند پروفسور عصبی در تالار سخنرانی طنین انداز شد وقتی دانش آموزان توجه نکردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید