choosiest

[ایالات متحده]/ˈtʃuːzi/
[بریتانیا]/ˈtʃuːzi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. وسواسی

جملات نمونه

Jean's very choosy about food.

ژان در مورد غذا بسیار گزینشی است.

She is very choosy when it comes to selecting a restaurant.

او هنگام انتخاب رستوران بسیار گزینشی است.

He is quite choosy about the type of coffee he drinks.

او در مورد نوع قهوه ای که می نوشد بسیار گزینشی است.

Being choosy about the ingredients is important in cooking.

انتخابگر بودن در مورد مواد لازم در آشپزی مهم است.

I'm a bit choosy when it comes to picking out clothes for a special occasion.

من کمی گزینشی هستم وقتی صحبت از انتخاب لباس برای یک مناسبت خاص می شود.

She's very choosy about who she lets into her inner circle.

او در مورد اینکه چه کسی را وارد دایره درونی خود می کند بسیار گزینشی است.

He's so choosy when it comes to finding the perfect gift for his girlfriend.

او هنگام یافتن هدیه مناسب برای نامزدش بسیار گزینشی است.

The job candidate was extremely choosy about the companies he wanted to work for.

نامزد کار در مورد شرکت هایی که می خواست برای آنها کار کند بسیار گزینشی بود.

She's choosy about the books she reads and prefers a specific genre.

او در مورد کتاب هایی که می خواند بسیار گزینشی است و ترجیح می دهد ژانر خاصی را بخواند.

Don't be too choosy when it comes to finding a place to eat, just pick one and enjoy the meal.

وقتی صحبت از پیدا کردن مکانی برای غذا خوردن می شود زیاد گزینشی نباشید، فقط یکی را انتخاب کنید و از غذا لذت ببرید.

He's choosy about the people he surrounds himself with and prefers quality over quantity.

او در مورد افرادی که با آنها معاشرت می کند بسیار گزینشی است و کیفیت را بر کمیت ترجیح می دهد.

نمونه‌های واقعی

Times were too hard for men to be choosy.

برای مردان خیلی سخت بود که وسواس به خرج دهند.

منبع: Gone with the Wind

Well, you said yourself, women over 40 can only be so choosy.

خب، خودت گفتی، زنان بالای 40 سال فقط می‌توانند تا این حد وسواس به خرج دهند.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 5

Generations of choosy females have driven the evolution of these remarkable displays.

نسل‌های زنان وسواسی باعث تکامل این نمایش‌های چشمگیر شده است.

منبع: BBC documentary "Our Planet"

(Question: )You can afford to be choosy about roles. Why this play?

(سوال: )شما می‌توانید در مورد نقش‌ها وسواس به خرج دهید. چرا این نمایش؟

منبع: Time

And plants have evolved lots of mechanisms that allow them to be choosy about their mating partners.

و گیاهان مکانیسم‌های زیادی را تکامل داده‌اند که به آنها اجازه می‌دهد در مورد شرکای تولیدمثل خود وسواس به خرج دهند.

منبع: Crash Course Botany

And I think if we are choosy about what comes in as long as it's good growth, it's okay.

و من فکر می‌کنم اگر در مورد آنچه وارد می‌شود وسواس به خرج دهیم، تا زمانی که رشد خوبی باشد، اشکالی ندارد.

منبع: VOA Standard English_Americas

If I'm fussy, I am too choosy, too picky.

اگر من حساس باشم، من خیلی وسواسم، خیلی گزینشگر هستم.

منبع: Engvid-Benjamin Course Collection

You may be a bit more choosy about the jobs you take on.

شاید شما در مورد شغل‌هایی که انتخاب می‌کنید کمی بیشتر وسواس به خرج دهید.

منبع: Casino Royale of the 007 series

Harry says that Judy can't afford to be choosy.

هری می‌گوید جودی نمی‌تواند وسواس به خرج دهد.

منبع: 2011 ESLPod

No? You love your choosy mom.

نه؟ شما مادر وسواسی خود را دوست دارید.

منبع: TED Talks (Audio Version) November 2017 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید