choppier waters
آبهای متلاطم
choppier conditions
شرایط متلاطم
choppier seas
دریاهای متلاطم
choppier air
هوا متلاطم
choppier ride
رانندگی متلاطم
choppier market
بازار متلاطم
choppier waterspouts
آبفشانهای متلاطم
choppier waves
امواج متلاطم
choppier currents
جریانهای متلاطم
choppier terrain
زمین متلاطم
the water became choppier as the storm approached.
آب با نزدیک شدن طوفان ناهموارتر شد.
she found the choppier waves difficult to navigate.
او امواج ناهموارتر را برای حرکت در آب دشوار یافت.
the flight was choppier than expected due to turbulence.
به دلیل تلاطم، پرواز از آنچه انتظار می رفت ناهموارتر بود.
choppier waters can be challenging for inexperienced sailors.
آبهای ناهموارتر میتواند برای دریانوردان بیتجربه چالشبرانگیز باشد.
we decided to wait until the sea was less choppy.
ما تصمیم گرفتیم تا زمانی که دریا کمتر ناهموار بود منتظر بمانیم.
the choppier conditions made it hard to fish.
شرایط ناهموارتر ماهیگیری را دشوار کرد.
his voice became choppier as he got more nervous.
همانطور که او مضطرب تر شد، صدای او ناهموارتر شد.
choppier waters often indicate changing weather.
آبهای ناهموارتر اغلب نشاندهنده تغییرات آب و هوا هستند.
the conversation grew choppier as they discussed sensitive topics.
همانطور که آنها موضوعات حساس را مورد بحث قرار دادند، مکالمه ناهموارتر شد.
he prefers running on smoother paths rather than choppier trails.
او ترجیح می دهد روی مسیرهای صاف تر به جای مسیرهای ناهموارتر بدود.
choppier waters
آبهای متلاطم
choppier conditions
شرایط متلاطم
choppier seas
دریاهای متلاطم
choppier air
هوا متلاطم
choppier ride
رانندگی متلاطم
choppier market
بازار متلاطم
choppier waterspouts
آبفشانهای متلاطم
choppier waves
امواج متلاطم
choppier currents
جریانهای متلاطم
choppier terrain
زمین متلاطم
the water became choppier as the storm approached.
آب با نزدیک شدن طوفان ناهموارتر شد.
she found the choppier waves difficult to navigate.
او امواج ناهموارتر را برای حرکت در آب دشوار یافت.
the flight was choppier than expected due to turbulence.
به دلیل تلاطم، پرواز از آنچه انتظار می رفت ناهموارتر بود.
choppier waters can be challenging for inexperienced sailors.
آبهای ناهموارتر میتواند برای دریانوردان بیتجربه چالشبرانگیز باشد.
we decided to wait until the sea was less choppy.
ما تصمیم گرفتیم تا زمانی که دریا کمتر ناهموار بود منتظر بمانیم.
the choppier conditions made it hard to fish.
شرایط ناهموارتر ماهیگیری را دشوار کرد.
his voice became choppier as he got more nervous.
همانطور که او مضطرب تر شد، صدای او ناهموارتر شد.
choppier waters often indicate changing weather.
آبهای ناهموارتر اغلب نشاندهنده تغییرات آب و هوا هستند.
the conversation grew choppier as they discussed sensitive topics.
همانطور که آنها موضوعات حساس را مورد بحث قرار دادند، مکالمه ناهموارتر شد.
he prefers running on smoother paths rather than choppier trails.
او ترجیح می دهد روی مسیرهای صاف تر به جای مسیرهای ناهموارتر بدود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید