chrysalises

[ایالات متحده]/ˈkrɪsəlɪsɪz/
[بریتانیا]/ˈkrɪsəlɪsɪz/

ترجمه

n. شکل جمع کِرِمِس؛ مرحله پیله‌ای حشرات، به‌ویژه پروانه‌ها؛ هر مرحله‌ای در توسعه که هنوز به‌طور کامل بالغ نشده است

عبارات و ترکیب‌ها

new chrysalises

خالصه‌های جدید

colorful chrysalises

خالصه‌های رنگارنگ

emerging chrysalises

خالصه‌های در حال ظهور

chrysalises stage

مرحله‌ی خالصه‌ها

chrysalises process

فرآیند خالصه‌ها

protecting chrysalises

محافظت از خالصه‌ها

observing chrysalises

مشاهده‌ی خالصه‌ها

chrysalises habitat

زیستگاه خالصه‌ها

chrysalises development

توسعه‌ی خالصه‌ها

mature chrysalises

خالصه‌های بالغ

جملات نمونه

chrysalises are a crucial stage in the life cycle of butterflies.

پیپه‌ها مرحله‌ای حیاتی در چرخه زندگی پروانه‌ها هستند.

scientists study chrysalises to understand metamorphosis better.

دانشمندان پیپه‌ها را مطالعه می‌کنند تا بهتر فرایند метаморфоз را درک کنند.

many insects spend weeks in their chrysalises before emerging.

بسیاری از حشرات هفته‌ها در پیپه‌های خود می‌مانند قبل از اینکه بیرون بیایند.

chrysalises can vary greatly in color and texture.

پیپه‌ها می‌توانند از نظر رنگ و بافت بسیار متفاوت باشند.

some chrysalises are camouflaged to avoid predators.

برخی از پیپه‌ها برای جلوگیری از شکارچیان استتار شده‌اند.

chrysalises are often found hanging from leaves or branches.

پیپه‌ها اغلب از شاخه‌ها یا برگ‌ها آویزان یافت می‌شوند.

photographers often capture images of chrysalises in nature.

عکاسان اغلب تصاویر پیپه‌ها را در طبیعت ثبت می‌کنند.

chrysalises are delicate and require specific environmental conditions.

پیپه‌ها ظریف هستند و به شرایط محیطی خاصی نیاز دارند.

observing chrysalises can be an educational experience for children.

مشاهده پیپه‌ها می‌تواند یک تجربه آموزشی برای کودکان باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید