cocoons

[ایالات متحده]/kəˈkuːnz/
[بریتانیا]/kəˈkunz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع پیله، یک مورد محافظتی که توسط برخی حشرات بافته می‌شود
v. سوم شخص مفرد پیله، برای پوشاندن یا محصور کردن در یک پوشش محافظتی

عبارات و ترکیب‌ها

silk cocoons

کک‌های ابریشم

caterpillar cocoons

کک‌های حریره

cocoons of safety

پوشش‌های ایمنی

protective cocoons

پوشش‌های محافظ

cocoons of silence

پوشش‌های سکوت

cocoons of comfort

پوشش‌های راحتی

cocoons of dreams

پوشش‌های رویا

cocoons of hope

پوشش‌های امید

cocoons of love

پوشش‌های عشق

cocoons of creativity

پوشش‌های خلاقیت

جملات نمونه

the caterpillars spin cocoons to protect themselves.

پیله‌کنی‌ها برای محافظت از خودشان، حریره می‌بندند.

inside the cocoons, butterflies undergo metamorphosis.

درون حریره‌ها، پروانه‌ها دچار دگردیسی می‌شوند.

she carefully collected the cocoons from the garden.

او با دقت حریره‌ها را از باغ جمع‌آوری کرد.

the silk produced from cocoons is very valuable.

ابریشم تولید شده از حریره‌ها بسیار ارزشمند است.

cocoons can be found in various shapes and sizes.

حریره‌ها را می‌توان در اشکال و اندازه‌های مختلف پیدا کرد.

he studied the life cycle of insects, including their cocoons.

او چرخه زندگی حشرات، از جمله حریره‌هایشان را مطالعه کرد.

they observed the cocoons hanging from the tree branches.

آنها حریره‌هایی را که از شاخه‌های درخت آویزان بودند مشاهده کردند.

the artist used images of cocoons in her paintings.

هنرمند از تصاویر حریره‌ها در نقاشی‌های خود استفاده کرد.

after weeks, the cocoons began to crack open.

پس از چند هفته، حریره‌ها شروع به ترک خوردن کردند.

he found a book about the symbolism of cocoons in nature.

او کتابی در مورد نمادگرایی حریره‌ها در طبیعت پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید