pupas

[ایالات متحده]/ˈpjuːpəz/
[بریتانیا]/ˈpuːpəz/

ترجمه

n. شکل جمع پوبا، اشاره به مرحله‌ای در چرخه زندگی حشره بین لارو و بالغ

عبارات و ترکیب‌ها

young pupas

غذاهای جوان

pupas stage

مرحله حشرات

pupas growth

رشد حشرات

pupas development

توسعه حشرات

pupas habitat

زیستگاه حشرات

pupas care

مراقبت از حشرات

pupas transformation

تحول حشرات

healthy pupas

حشرات سالم

pupas survival

بقای حشرات

pupas environment

محیط حشرات

جملات نمونه

pupas undergo a transformation into butterflies.

پیپه‌ها دچار تحول به پروانه‌ها می‌شوند.

the pupas are often found in moist environments.

پیپه‌ها اغلب در محیط‌های مرطوب یافت می‌شوند.

farmers sometimes raise pupas for silk production.

کشاورزان گاهی اوقات پیپه‌ها را برای تولید ابریشم پرورش می‌دهند.

pupas can be vulnerable to predators.

پیپه‌ها می‌توانند در برابر شکارچیان آسیب‌پذیر باشند.

scientists study pupas to understand their life cycle.

دانشمندان پیپه‌ها را برای درک چرخه زندگی آن‌ها مطالعه می‌کنند.

the color of pupas can vary among species.

رنگ پیپه‌ها می‌تواند در بین گونه‌ها متفاوت باشد.

pupas are an important stage in insect development.

پیپه‌ها یک مرحله مهم در رشد حشرات هستند.

some pupas can remain dormant for several months.

برخی از پیپه‌ها می‌توانند برای چند ماه در حالت خفتگی باقی بمانند.

observing pupas can be fascinating for entomologists.

مشاهده پیپه‌ها می‌تواند برای متخصصان حشرات جذاب باشد.

the pupas of certain moths are known for their unique shapes.

پیپه‌های برخی از شبکه‌ها به خاطر شکل‌های منحصر به فردشان شناخته شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید