chumminesses

[ایالات متحده]/ˈtʃʌmɪnɛsɪz/
[بریتانیا]/ˈtʃʌmɪnɛsɪz/

ترجمه

n. نزدیکی یا دوستی

عبارات و ترکیب‌ها

my chumminesses

رفقاى من

chumminesses unite

رفقاى من متحد شوند

chumminesses forever

رفقاى من تا ابد

trusty chumminesses

رفقاى من مورد اعتماد

chumminesses gather

رفقاى من جمع شوند

chumminesses support

رفقاى من حمایت کنند

chumminesses bond

پیوند رفقاى من

chumminesses chat

رفقاى من گفتگو کنند

chumminesses laugh

رفقاى من بخندند

chumminesses help

رفقاى من کمک کنند

جملات نمونه

her chumminesses made the gathering more enjoyable.

گرما و صمیمیت او باعث دلپذیرتر شدن گردهمایی شد.

they shared their chumminesses during the long hike.

آنها صمیمیت خود را در طول پیاده‌روی طولانی به اشتراک گذاشتند.

building chumminesses takes time and effort.

ساختن صمیمیت زمان و تلاش می‌برد.

chumminesses can help you through tough times.

صمیمیت می‌تواند به شما در زمان‌های سخت کمک کند.

her chumminesses with her colleagues improved teamwork.

صمیمیت او با همکارانش باعث بهبود کار تیمی شد.

their chumminesses were evident at the celebration.

صمیمیت آنها در جشن آشکار بود.

chumminesses often lead to lifelong bonds.

صمیمیت اغلب منجر به پیوندهای طولانی مدت می‌شود.

we discussed our chumminesses over coffee.

ما صمیمیت خود را در مورد قهوه گفتگو کردیم.

her chumminesses helped her feel more confident.

صمیمیت او به او کمک کرد تا احساس اعتماد به نفس بیشتری کند.

chumminesses can be formed in unexpected places.

می‌توان صمیمیت را در مکان‌های غیرمنتظره‌ای ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید