churchmen

[ایالات متحده]/ˈtʃɜːtʃmən/
[بریتانیا]/ˈtʃɜrʧmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روحانیون یا رهبران مذهبی

عبارات و ترکیب‌ها

churchmen meeting

دیدار کشیشان

churchmen gathering

همایش کشیشان

churchmen conference

کنفرانس کشیشان

churchmen roles

نقش‌های کشیشان

churchmen duties

وظایف کشیشان

churchmen beliefs

اعتقادات کشیشان

churchmen influence

تاثیر کشیشان

churchmen ethics

اخلاق کشیشان

churchmen community

جامعه کشیشان

churchmen tradition

تقاليد کشيشان

جملات نمونه

many churchmen advocate for social justice.

بسیاری از روحانیون از عدالت اجتماعی حمایت می‌کنند.

churchmen often play a vital role in community service.

روحانیون اغلب نقش مهمی در خدمات اجتماعی ایفا می‌کنند.

some churchmen are involved in interfaith dialogue.

برخی از روحانیون در گفت‌وگوی بین‌ادیانی مشارکت دارند.

churchmen are frequently called upon to give blessings.

اغلب از روحانیون خواسته می‌شود تا برکت دهند.

many churchmen emphasize the importance of charity.

بسیاری از روحانیون بر اهمیت خیرخواهانه تأکید می‌کنند.

churchmen often lead religious ceremonies and services.

روحانیون اغلب مراسم و خدمات مذهبی را رهبری می‌کنند.

some churchmen are known for their philanthropic efforts.

برخی از روحانیون به خاطر تلاش‌های خیریه‌شان شناخته می‌شوند.

churchmen have a significant influence on moral issues.

روحانیون تأثیر قابل توجهی بر مسائل اخلاقی دارند.

many churchmen advocate for environmental stewardship.

بسیاری از روحانیون از حفاظت از محیط زیست حمایت می‌کنند.

churchmen often address contemporary social issues in their sermons.

روحانیون اغلب به مسائل اجتماعی معاصر در سخنرانی‌های خود می‌پردازند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید