churner

[ایالات متحده]/ˈtʃɜːnə/
[بریتانیا]/ˈtʃɜrnər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مته بلند دستی; همزن دستی; همزن کره
Word Forms
جمعchurners

عبارات و ترکیب‌ها

ice cream churner

ماشین تولید بستنی

butter churner

ماشین تولید کره

chocolate churner

ماشین تولید شکلات

dough churner

ماشین تولید خمیر

milk churner

ماشین تولید شیر

fruit churner

ماشین تولید میوه

cream churner

ماشین تولید خامه

cheese churner

ماشین تولید پنیر

sorbet churner

ماشین تولید سوربت

gelato churner

ماشین تولید ژلاتو

جملات نمونه

the churner mixes the ingredients thoroughly.

چرخنده مواد را به طور کامل مخلوط می‌کند.

we need a reliable churner for our dairy products.

ما به یک چرخدنده قابل اعتماد برای محصولات لبنی خود نیاز داریم.

the churner can handle large batches of cream.

چرخنده می‌تواند دسته‌های بزرگ خامه را مدیریت کند.

she is an expert churner of butter.

او یک متخصص چرخدنده کره است.

the churner's speed can be adjusted for different recipes.

می‌توان سرعت چرخدنده را برای دستورالعمل‌های مختلف تنظیم کرد.

using a churner makes the process much easier.

استفاده از چرخدنده فرآیند را بسیار آسان‌تر می‌کند.

the old churner still works like new.

چرخنده قدیمی هنوز هم مانند نو کار می‌کند.

after using the churner, we had fresh ice cream.

پس از استفاده از چرخدنده، بستنی تازه داشتیم.

the churner helps in creating a smooth texture.

چرخدنده در ایجاد بافت صاف کمک می‌کند.

he bought a new churner for his bakery.

او یک چرخدنده جدید برای نانوایی خود خرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید