processor

[ایالات متحده]/ˈprəʊsesə(r)/
[بریتانیا]/ˈprɑːsesər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص یا دستگاهی که چیزها را پردازش می‌کند؛ واحد پردازش مرکزی برای ماشین‌های پردازش داده

عبارات و ترکیب‌ها

data processor

پردازشگر داده

microprocessor

میکروپردازنده

signal processor

پردازشگر سیگنال

digital signal processor

پردازشگر سیگنال دیجیتال

word processor

پردازشگر کلمه

food processor

غذاساز

network processor

پردازشگر شبکه

central processor

پردازشگر مرکزی

monolithic processor

پردازنده یکپارچه

image processor

پردازشگر تصویر

control processor

پردازشگر کنترلی

post processor

پردازشگر پس از پردازش

host processor

پردازنده میزبان

video processor

پردازشگر ویدئو

stream processor

پردازشگر جریان

جملات نمونه

put the food processor together.

مونتاژ غذاساز را انجام دهید.

the processor overexposed the film.

پردازنده باعث قرار گرفتن بیش از حد فیلم شد.

a food processor that is the last word in kitchen equipment.

یک غذاساز که آخرین کلمه در تجهیزات آشپزخانه است.

the processors will slot into a personal computer.

این پردازنده‌ها در یک کامپیوتر شخصی قرار می‌گیرند.

A food processor comes in handy.

یک غذاساز بسیار مفید است.

the processor comes complete with a blender attachment.

پردازنده به همراه مخلوط کن عرضه می‌شود.

The food processor has an attachment for making pasta.

غذاساز دارای یک اتصال برای تهیه خمیر است.

a 32-bit processor that's able to crunch data at a staggering speed.

یک پردازنده 32 بیتی که قادر است داده ها را با سرعت سرسام آور خرد کند.

the word processor was loaned to us by the theatre.

پردازشگر واژه‌ها به ما توسط تئاتر قرض داده شد.

Work produced on a word processor tends to look more professional.

کارهایی که روی یک پردازشگر واژه‌ها انجام می شود، معمولاً حرفه ای تر به نظر می رسند.

processors used to decode CD-quality digital audio signals.

پردازنده‌هایی که برای رمزگشایی سیگنال‌های صوتی دیجیتال با کیفیت CD استفاده می‌شوند.

You've been a great help. A food processor is a help to the serious cook.

شما کمک زیادی بودید. یک غذاساز برای آشپز جدی مفید است.

some computers provide several so-called processor modes.

برخی از رایانه ها چندین حالت پردازنده به اصطلاح ارائه می دهند.

An Introduction to Digital Signal Processors,BRUNO PAILLARD ING.

مقدمه‌ای بر پردازنده‌های دیجیتال سیگنال، برونو پائیدار، مهندس.

All our holiday chalets include a microwave and food processor for extra convenience.

همه کلبه‌های تعطیلات ما شامل یک مایکروویو و غذاساز برای راحتی بیشتر هستند.

It features the company’s third-generation video codec processors and multibus architecture.

این محصول دارای پردازنده‌های کدک ویدیویی نسل سوم شرکت و معماری چند باس است.

The word processor has largely supplanted electric typewriters.See Synonyms at replace

پردازشگر واژه‌ها تا حد زیادی جایگزین ماشین تحریرهای برقی شده است. به مترادف‌ها در جایگزین مراجعه کنید.

For enterprises and service providers, the use of network processors ensures against premature product obsolescence.

برای شرکت‌ها و ارائه‌دهندگان خدمات، استفاده از پردازنده‌های شبکه از منسوخ شدن زودهنگام محصول جلوگیری می‌کند.

I have my own word processor and printer at home,so that everything I need is on tap.

من پردازشگر واژه‌ها و چاپگر خود را در خانه دارم، بنابراین همه چیز مورد نیاز من در دسترس است.

نمونه‌های واقعی

Morty Grab as many processors as you Can carry, Morty.

مرتی، تا جایی که می توانی پردازنده جمع کن، مرتی.

منبع: Rick and Morty Season 1 (Bilingual)

But he also blames tea leaf processors for not making changes more quickly.

اما او همچنین مقصر می‌داند پردازشگرهای برگ چای را برای انجام تغییرات سریع‌تر.

منبع: VOA Special November 2014 Collection

You can create a table in Microsoft Word or a similar word processor.

شما می توانید یک جدول در Microsoft Word یا یک پردازشگر کلمه مشابه ایجاد کنید.

منبع: Past English CET-4 Listening Test Questions (with translations)

Then I got a word processor from the 1990s without any sort of internet connection.

سپس من یک پردازشگر کلمه از دهه 1990 بدون هیچ گونه اتصال اینترنت به دست آوردم.

منبع: BBC Ideas Selection (Bilingual)

It follows attacks on a critical U.S. pipeline and a major meat processor.

این موضوع پس از حملاتی به یک خط لوله حیاتی در ایالات متحده و یک فرآوری کننده گوشت بزرگ رخ داد.

منبع: PBS English News

So we decided to put in a G3 processor running at 233 megahertz.

بنابراین تصمیم گرفتیم یک پردازنده G3 با سرعت 233 مگاهرتز نصب کنیم.

منبع: Previous Apple Keynotes

That finding suggests the visual cortex isn't just acting like a simple sound processor.

این یافته نشان می دهد که قشر بینایی فقط مانند یک پردازشگر صوتی ساده عمل نمی کند.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American July 2020 Collection

Now that it's beautifully toasted, we are going to transfer this to our food processor.

حالا که به زیبایی تست شده است، این را به غذاساز خود منتقل خواهیم کرد.

منبع: 2023 New Year Special Edition

There's a lot of sensors and processors.

سنسورها و پردازنده های زیادی وجود دارد.

منبع: Technology Trends

The latest iPhone 6s, for example, has a dual-core processor and fits nicely into your pocket.

آخرین iPhone 6s، به عنوان مثال، دارای یک پردازنده دو هسته ای است و به خوبی در جیب شما جا می شود.

منبع: Past exam papers for the English CET-6 reading section.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید