stiller

[ایالات متحده]/[ˈstɪlə]/
[بریتانیا]/[ˈstɪlə]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که چیزی را می‌گیرد؛ راه‌یاب؛ کسی که چیزی را آرام می‌کند یا می‌سکُنده، به ویژه اشتیاق یا فعالیت.
v. آرام شدن یا آرام کردن؛ توقف حرکت یا فعالیت؛ مهار یا آرام کردن (احساسات، احساسات و غیره).
adj. دارای اثر آرام‌کننده؛ آرام‌گر.

عبارات و ترکیب‌ها

stiller waters

آب های آرام

a stiller pace

سربازی آرام تر

stiller than death

آرام تر از مرگ

be stiller

آرام تر باش

stiller air

هوا آرام تر

be still

آرام باش

stiller life

زندگی آرام تر

be stilling

آرام کردن

stiller moment

لحظه ای آرام تر

stiller night

شبی آرام تر

جملات نمونه

the lake was stiller than the ocean.

دریاچه آرام‌تری نسبت به اقیانوس بود.

a stiller atmosphere settled over the room.

اتمسفری آرام‌تر بر روی اتاق فروپاشید.

the music created a wonderfully stiller mood.

موسیقی یک حالت آرام‌تر و بسیار زیبایی ایجاد کرد.

she preferred a stiller, more contemplative life.

او به دنبال زندگی‌ای آرام‌تر و فکری بیشتر بود.

the air grew stiller as the storm passed.

هنگامی که باران گذشت، هوا آرام‌تر شد.

he sought a stiller place to meditate.

او به دنبال جایی آرام‌تر برای مدیتیشن بود.

the painting depicted a stiller landscape.

نقاشی یک منظره آرام‌تر را نمایش می‌داد.

the night was remarkably stiller than usual.

شب به طور قابل توجهی آرام‌تر از معمول بود.

a stiller environment is ideal for studying.

محیطی آرام‌تر برای مطالعه مناسب‌تر است.

the editor wanted a stiller, more measured tone.

ویراستار یک نبرد آرام‌تر و با اندازه‌گیری بیشتر می‌خواست.

the pond was a stiller reflection of the sky.

چشمه آسمان را به صورت آرام‌تر بازتاب می‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید