stiller waters
آب های آرام
a stiller pace
سربازی آرام تر
stiller than death
آرام تر از مرگ
be stiller
آرام تر باش
stiller air
هوا آرام تر
be still
آرام باش
stiller life
زندگی آرام تر
be stilling
آرام کردن
stiller moment
لحظه ای آرام تر
stiller night
شبی آرام تر
the lake was stiller than the ocean.
دریاچه آرامتری نسبت به اقیانوس بود.
a stiller atmosphere settled over the room.
اتمسفری آرامتر بر روی اتاق فروپاشید.
the music created a wonderfully stiller mood.
موسیقی یک حالت آرامتر و بسیار زیبایی ایجاد کرد.
she preferred a stiller, more contemplative life.
او به دنبال زندگیای آرامتر و فکری بیشتر بود.
the air grew stiller as the storm passed.
هنگامی که باران گذشت، هوا آرامتر شد.
he sought a stiller place to meditate.
او به دنبال جایی آرامتر برای مدیتیشن بود.
the painting depicted a stiller landscape.
نقاشی یک منظره آرامتر را نمایش میداد.
the night was remarkably stiller than usual.
شب به طور قابل توجهی آرامتر از معمول بود.
a stiller environment is ideal for studying.
محیطی آرامتر برای مطالعه مناسبتر است.
the editor wanted a stiller, more measured tone.
ویراستار یک نبرد آرامتر و با اندازهگیری بیشتر میخواست.
the pond was a stiller reflection of the sky.
چشمه آسمان را به صورت آرامتر بازتاب میداد.
stiller waters
آب های آرام
a stiller pace
سربازی آرام تر
stiller than death
آرام تر از مرگ
be stiller
آرام تر باش
stiller air
هوا آرام تر
be still
آرام باش
stiller life
زندگی آرام تر
be stilling
آرام کردن
stiller moment
لحظه ای آرام تر
stiller night
شبی آرام تر
the lake was stiller than the ocean.
دریاچه آرامتری نسبت به اقیانوس بود.
a stiller atmosphere settled over the room.
اتمسفری آرامتر بر روی اتاق فروپاشید.
the music created a wonderfully stiller mood.
موسیقی یک حالت آرامتر و بسیار زیبایی ایجاد کرد.
she preferred a stiller, more contemplative life.
او به دنبال زندگیای آرامتر و فکری بیشتر بود.
the air grew stiller as the storm passed.
هنگامی که باران گذشت، هوا آرامتر شد.
he sought a stiller place to meditate.
او به دنبال جایی آرامتر برای مدیتیشن بود.
the painting depicted a stiller landscape.
نقاشی یک منظره آرامتر را نمایش میداد.
the night was remarkably stiller than usual.
شب به طور قابل توجهی آرامتر از معمول بود.
a stiller environment is ideal for studying.
محیطی آرامتر برای مطالعه مناسبتر است.
the editor wanted a stiller, more measured tone.
ویراستار یک نبرد آرامتر و با اندازهگیری بیشتر میخواست.
the pond was a stiller reflection of the sky.
چشمه آسمان را به صورت آرامتر بازتاب میداد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید