ciliate

[ایالات متحده]/ˈsɪliət/
[بریتانیا]/ˈsɪliˌeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروهی از پروتوزوآها که با وجود مژک مشخص می‌شوند؛ هر پروتوزوآ از کلاس Ciliata
adj. دارای مژک یا ساختارهای شبیه مژه
Word Forms
جمعciliates

عبارات و ترکیب‌ها

ciliate organism

اندکی‌زی

ciliate structure

ساختار آمِبی

ciliate cell

سلول آمِبی

ciliate protist

پروتوزوآ آمِبی

ciliate movement

حرکت آمِبی

ciliate species

گونه‌های آمِبی

ciliate group

گروه آمِبی

ciliate flagella

بنر آمِبی

ciliate habitat

زیستگاه آمِبی

ciliate biology

زیست‌شناسی آمِبی

جملات نمونه

some organisms are ciliate, which helps them move through water.

برخی از موجودات، انگلکی هستند که به آنها کمک می کند در آب حرکت کنند.

ciliate cells can be found in various aquatic environments.

سلول‌های انگلکی را می‌توان در محیط‌های آبی مختلف یافت.

the ciliate structure of the organism aids in feeding.

ساختار انگلکی موجود به تغذیه کمک می کند.

research on ciliate species has expanded in recent years.

تحقیقات در مورد گونه های انگلکی در سال های اخیر گسترش یافته است.

ciliate organisms play a crucial role in the ecosystem.

موجودات انگلکی نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می کنند.

the ciliate is often used as a model organism in studies.

انگلکی اغلب به عنوان یک موجود مدل در مطالعات استفاده می شود.

observing ciliate behavior can provide insights into their biology.

مشاهده رفتار انگلکی می تواند بینشی در مورد زیست شناسی آنها ارائه دهد.

ciliate populations can indicate the health of aquatic systems.

جمعیت انگلکی می تواند نشان دهنده سلامت سیستم های آبزی باشد.

some ciliate species are known for their complex life cycles.

برخی از گونه های انگلکی به دلیل چرخه‌های حیات پیچیده خود شناخته شده اند.

scientists study ciliate genetics to understand evolution.

دانشمندان ژنتیک انگلکی را برای درک تکامل مطالعه می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید