cills

[ایالات متحده]/sɪl/
[بریتانیا]/sɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لبه یا لبه در پایین یک پنجره یا در؛ یک بستر یا لایه سنگی؛ یک سنگ پایه یا بنیاد

عبارات و ترکیب‌ها

cill height

ارتفاع طاقچه

cill level

سطح طاقچه

cill board

صفحه طاقچه

cill angle

زاویه طاقچه

cill width

عرض طاقچه

cill trim

تریم طاقچه

cill support

پشتیبانی طاقچه

cill design

طراحی طاقچه

cill finish

پوشش طاقچه

cill detail

جزئیات طاقچه

جملات نمونه

he decided to cill the plants in the garden.

او تصمیم گرفت گیاهان را در باغ آبیاری کند.

make sure to cill the edges of the paper neatly.

مطمئن شوید که لبه های کاغذ را به طور مرتب آبیاری کنید.

they used a special tool to cill the wood.

آنها از یک ابزار خاص برای آبیاری چوب استفاده کردند.

it's important to cill the wounds properly.

آبیاری مناسب زخم ها مهم است.

she learned how to cill the fabric for sewing.

او یاد گرفت که چگونه پارچه را برای دوختن آبیاری کند.

you should cill the edges of the cake before serving.

قبل از سرو کردن باید لبه های کیک را آبیاری کنید.

he always cills his reports before submission.

او همیشه گزارش های خود را قبل از ارسال آبیاری می کند.

make sure to cill the excess paint off the brush.

مطمئن شوید که رنگ اضافی را از روی قلم مو پاک کنید.

she likes to cill the grass in her yard regularly.

او دوست دارد علف را در حیاط خود به طور منظم آبیاری کند.

it’s time to cill the edges of the garden bed.

وقت آن رسیده است که لبه های تختچه را آبیاری کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید