cill height
ارتفاع طاقچه
cill level
سطح طاقچه
cill board
صفحه طاقچه
cill angle
زاویه طاقچه
cill width
عرض طاقچه
cill trim
تریم طاقچه
cill support
پشتیبانی طاقچه
cill design
طراحی طاقچه
cill finish
پوشش طاقچه
cill detail
جزئیات طاقچه
he decided to cill the plants in the garden.
او تصمیم گرفت گیاهان را در باغ آبیاری کند.
make sure to cill the edges of the paper neatly.
مطمئن شوید که لبه های کاغذ را به طور مرتب آبیاری کنید.
they used a special tool to cill the wood.
آنها از یک ابزار خاص برای آبیاری چوب استفاده کردند.
it's important to cill the wounds properly.
آبیاری مناسب زخم ها مهم است.
she learned how to cill the fabric for sewing.
او یاد گرفت که چگونه پارچه را برای دوختن آبیاری کند.
you should cill the edges of the cake before serving.
قبل از سرو کردن باید لبه های کیک را آبیاری کنید.
he always cills his reports before submission.
او همیشه گزارش های خود را قبل از ارسال آبیاری می کند.
make sure to cill the excess paint off the brush.
مطمئن شوید که رنگ اضافی را از روی قلم مو پاک کنید.
she likes to cill the grass in her yard regularly.
او دوست دارد علف را در حیاط خود به طور منظم آبیاری کند.
it’s time to cill the edges of the garden bed.
وقت آن رسیده است که لبه های تختچه را آبیاری کنید.
cill height
ارتفاع طاقچه
cill level
سطح طاقچه
cill board
صفحه طاقچه
cill angle
زاویه طاقچه
cill width
عرض طاقچه
cill trim
تریم طاقچه
cill support
پشتیبانی طاقچه
cill design
طراحی طاقچه
cill finish
پوشش طاقچه
cill detail
جزئیات طاقچه
he decided to cill the plants in the garden.
او تصمیم گرفت گیاهان را در باغ آبیاری کند.
make sure to cill the edges of the paper neatly.
مطمئن شوید که لبه های کاغذ را به طور مرتب آبیاری کنید.
they used a special tool to cill the wood.
آنها از یک ابزار خاص برای آبیاری چوب استفاده کردند.
it's important to cill the wounds properly.
آبیاری مناسب زخم ها مهم است.
she learned how to cill the fabric for sewing.
او یاد گرفت که چگونه پارچه را برای دوختن آبیاری کند.
you should cill the edges of the cake before serving.
قبل از سرو کردن باید لبه های کیک را آبیاری کنید.
he always cills his reports before submission.
او همیشه گزارش های خود را قبل از ارسال آبیاری می کند.
make sure to cill the excess paint off the brush.
مطمئن شوید که رنگ اضافی را از روی قلم مو پاک کنید.
she likes to cill the grass in her yard regularly.
او دوست دارد علف را در حیاط خود به طور منظم آبیاری کند.
it’s time to cill the edges of the garden bed.
وقت آن رسیده است که لبه های تختچه را آبیاری کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید