circularizes

[ایالات متحده]/ˈsɜːkjʊləraɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈsɜrkjəˌlaɪzɪz/

ترجمه

v. توزیع کردن بروشورها یا اطلاعیه‌ها؛ اطلاع دادن؛ توزیع کردن پرسشنامه‌ها؛ گردش دادن

عبارات و ترکیب‌ها

circularizes data

گردآوری داده‌ها

circularizes content

گردآوری محتوا

circularizes information

گردآوری اطلاعات

circularizes process

گردآوری فرآیند

circularizes feedback

گردآوری بازخورد

circularizes network

گردآوری شبکه

circularizes results

گردآوری نتایج

circularizes system

گردآوری سیستم

circularizes message

گردآوری پیام

circularizes model

گردآوری مدل

جملات نمونه

the artist circularizes her ideas through various mediums.

هنرمند ایده‌های خود را از طریق رسانه‌های مختلف به گردش در می‌آورد.

the company circularizes its policies to all employees.

شرکت سیاست‌های خود را به اطلاع همه کارمندان می‌رساند.

the news circularizes quickly in the digital age.

اخبار به سرعت در عصر دیجیتال منتشر می‌شود.

he circularizes his research findings among peers.

او یافته‌های تحقیقاتی خود را در میان همکاران منتشر می‌کند.

the organization circularizes updates to its members regularly.

سازمان به‌طور منظم به‌روزرسانی‌ها را به اطلاع اعضای خود می‌رساند.

she circularizes invitations for the upcoming event.

او دعوت‌نامه‌ها را برای رویداد آینده ارسال می‌کند.

the newsletter circularizes important information to the community.

خبرنامه اطلاعات مهم را به اطلاع جامعه می‌رساند.

the school circularizes announcements to parents via email.

مدارس اطلاعیه‌ها را از طریق ایمیل به اطلاع والدین می‌رساند.

the committee circularizes the agenda before the meeting.

کمیته دستور کار را قبل از جلسه به اطلاع می‌رساند.

the government circularizes new regulations to ensure compliance.

دولت مقررات جدید را برای اطمینان از رعایت قوانین منتشر می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید