circularly

[ایالات متحده]/ˈsɜː.kjʊ.lə.li/
[بریتانیا]/ˈsɜr.kjə.lɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به صورت دایره‌ای; به صورت چرخه‌ای

عبارات و ترکیب‌ها

move circularly

حرکت چرخشی

rotate circularly

چرخش چرخشی

travel circularly

سفر چرخشی

arrange circularly

چیدمان چرخشی

flow circularly

جریان چرخشی

distribute circularly

توزیع چرخشی

organize circularly

سازماندهی چرخشی

connect circularly

اتصال چرخشی

arrive circularly

رسیدن به صورت چرخشی

جملات نمونه

the children ran circularly around the playground.

کودکان به صورت دایره‌ای در اطراف زمین بازی می‌دویدند.

they discussed the project circularly, going over the same points.

آنها پروژه را به صورت دایره‌ای مورد بحث قرار دادند و دوباره همان نکات را مرور کردند.

the dancers moved circularly, creating a beautiful formation.

رقصندگان به صورت دایره‌ای حرکت کردند و یک تشکیلات زیبا ایجاد کردند.

the road winds circularly through the hills.

جاده به صورت دایره‌ای در میان تپه‌ها پیچ و تاب می‌خورد.

the clock hands move circularly to show the time.

عقربه های ساعت به صورت دایره ای حرکت می کنند تا زمان را نشان دهند.

the discussion went circularly, never reaching a conclusion.

بحث به صورت دایره‌ای پیش رفت و هرگز به نتیجه نرسید.

she drew circularly on the paper, creating a pattern.

او به صورت دایره‌ای روی کاغذ طراحی کرد و الگویی ایجاد کرد.

the birds flew circularly in the sky before landing.

پرندگان قبل از فرود آمدن به صورت دایره‌ای در آسمان پرواز کردند.

the debate continued circularly without any new ideas.

بحث بدون هیچ ایده جدیدی به صورت دایره‌ای ادامه یافت.

she walked circularly in the garden, enjoying the scenery.

او در باغ به صورت دایره‌ای قدم زد و از منظره لذت برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید