cyclically repeated
تکرار چرخهای
cyclically changing
تغییرات چرخهای
cyclically dependent
وابستگی چرخهای
cyclically occurring
رخ دادن چرخهای
cyclically fluctuating
نوسانات چرخهای
cyclically updated
بهروزرسانی چرخهای
cyclically reinforced
تقویت چرخهای
cyclically linked
ارتباط چرخهای
cyclically driven
رانش چرخهای
cyclically active
فعالیت چرخهای
the economy cyclically expands and contracts.
اقتصاد به صورت چرخهای گسترش و انقباض پیدا میکند.
demand for seasonal products cyclically rises in december.
تقاضا برای محصولات فصلی در دسامبر به صورت چرخهای افزایش مییابد.
the project funding was cyclically allocated across departments.
بودجه پروژه به صورت چرخهای بین بخشها تخصیص داده شد.
the company cyclically reviews its marketing strategy.
شرکت به صورت چرخهای استراتژی بازاریابی خود را بررسی میکند.
rainfall patterns cyclically vary throughout the year.
الگوهای بارش در طول سال به صورت چرخهای متفاوت است.
the stock market cyclically experiences booms and busts.
بازار سهام به صورت چرخهای دورههای رونق و رکود را تجربه میکند.
employees cyclically rotate through different roles.
کارمندان به صورت چرخهای در نقشهای مختلف میچرخند.
the data cyclically appeared in the report.
دادهها به صورت چرخهای در گزارش ظاهر میشدند.
the machine cyclically performs self-checks.
دستگاه به صورت چرخهای خود را بررسی میکند.
the team cyclically assessed the project's progress.
تیم به صورت چرخهای پیشرفت پروژه را ارزیابی میکرد.
the report cyclically highlights key performance indicators.
گزارش به صورت چرخهای شاخصهای کلیدی عملکرد را برجسته میکند.
cyclically repeated
تکرار چرخهای
cyclically changing
تغییرات چرخهای
cyclically dependent
وابستگی چرخهای
cyclically occurring
رخ دادن چرخهای
cyclically fluctuating
نوسانات چرخهای
cyclically updated
بهروزرسانی چرخهای
cyclically reinforced
تقویت چرخهای
cyclically linked
ارتباط چرخهای
cyclically driven
رانش چرخهای
cyclically active
فعالیت چرخهای
the economy cyclically expands and contracts.
اقتصاد به صورت چرخهای گسترش و انقباض پیدا میکند.
demand for seasonal products cyclically rises in december.
تقاضا برای محصولات فصلی در دسامبر به صورت چرخهای افزایش مییابد.
the project funding was cyclically allocated across departments.
بودجه پروژه به صورت چرخهای بین بخشها تخصیص داده شد.
the company cyclically reviews its marketing strategy.
شرکت به صورت چرخهای استراتژی بازاریابی خود را بررسی میکند.
rainfall patterns cyclically vary throughout the year.
الگوهای بارش در طول سال به صورت چرخهای متفاوت است.
the stock market cyclically experiences booms and busts.
بازار سهام به صورت چرخهای دورههای رونق و رکود را تجربه میکند.
employees cyclically rotate through different roles.
کارمندان به صورت چرخهای در نقشهای مختلف میچرخند.
the data cyclically appeared in the report.
دادهها به صورت چرخهای در گزارش ظاهر میشدند.
the machine cyclically performs self-checks.
دستگاه به صورت چرخهای خود را بررسی میکند.
the team cyclically assessed the project's progress.
تیم به صورت چرخهای پیشرفت پروژه را ارزیابی میکرد.
the report cyclically highlights key performance indicators.
گزارش به صورت چرخهای شاخصهای کلیدی عملکرد را برجسته میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید