cirio

[ایالات متحده]/ˈsɪrɪəʊ/
[بریتانیا]/ˈsɪrɪoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی شمع، به ویژه شمع بزرگ که در مراسم مذهبی استفاده می‌شود
Word Forms
جمعcirios

عبارات و ترکیب‌ها

cirio candle

شمع صیریو

cirio light

نور صیریو

cirio holder

نگهدارنده صیریو

cirio flame

شعله صیریو

cirio altar

التحاد صیریو

cirio decoration

تزئینات صیریو

cirio service

خدمت صیریو

cirio prayer

نماز صیریو

cirio ceremony

آیین صیریو

cirio vigil

نگهداری صیریو

جملات نمونه

he lit a cirio during the ceremony.

او یک سِریوی را در طول مراسم روشن کرد.

the cirio symbolizes hope and faith.

سِریوی نماد امید و ایمان است.

they placed a cirio on the altar.

آنها یک سِریوی را روی محراب قرار دادند.

she bought a beautiful cirio for the festival.

او یک سِریوی زیبا برای جشنواره خرید.

during the procession, everyone carried a cirio.

در طول راهپیمایی، همه یک سِریوی حمل کردند.

the cirio burned brightly in the dark.

سِریوی در تاریکی به شدت سوخت.

he offered a cirio as a sign of respect.

او یک سِریوی را به عنوان نشانه احترام تقدیم کرد.

lighting a cirio is a traditional practice.

روشن کردن یک سِریوی یک عمل سنتی است.

the cirio flickered in the gentle breeze.

سِریوی در نسیم ملایم چشمک زد.

she decorated the cirio with flowers.

او سِریوی را با گل تزئین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید