taper

[ایالات متحده]/'teɪpə/
[بریتانیا]/'tepɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شمع باریک، فتیله شمع؛ به تدریج ضعیف‌تر شدن

vi. به تدریج کاهش یافتن، ضعیف‌تر شدن

vt. به تدریج کاهش یافتن، به شکل مخروطی درآوردن.

عبارات و ترکیب‌ها

tapered off

کاهش یافت

tapered design

طراحی مخروطی

taper angle

زاویه مخروطی

taper roller

غلتک مخروطی

taper roller bearing

یاتاقان مخروطی غلتکی

taper thread

نخ مخروطی

taper shank

ساق مخروطی

taper hole

سوراخ مخروطی

taper off

کاهش تدریجی

morse taper

هیلر مورس

taper sleeve

آستین مخروطی

taper pin

پین مخروطی

جملات نمونه

The pencil tapers to a sharp point.

مداد به یک نوک تیز باریک می شود.

He tapered the stick with a knife.

او چوب را با چاقو باریک کرد.

She put five tapers on the cake.

او پنج شمع روی کیک گذاشت.

the strong taper of her back.

خمیدگی شدید کمرش.

taper a stick to a point

یک چوب را به یک نوک تبدیل کنید.

The storm finally tapered off.

طوفان بالاخره کم‌شد.

Nonproductive expenditures keep tapering down.

هزینه‌های غیرمولد همچنان در حال کاهش هستند.

Interest in the scandal seems to be tapering off.

به نظر می‌رسد علاقه به رسوایی در حال کاهش است.

The economic boom tapered off in the 1970s.

رشد اقتصادی در دهه 1970 کاهش یافت.

The organization tapered off in about half a year.

سازمان در حدود شش ماه کم‌رنگ شد.

in cross section the sailfish's body looks like a tapering spear.

در مقطع عرضی، بدن ماهی‌سرخ شبیه به یک نیزر با نوک باریک است.

his face tapers to a pointed chin.

چهره او به چانه‌ی نوک‌تیز می‌رسد.

many fittings have tapered threads for a better seal.

بسیاری از اتصالات دارای رزوه مخروطی برای آب‌بندی بهتر هستند.

the impact of the dollar's depreciation started to taper off .

اثر کاهش ارزش دلار شروع به کاهش کرد.

Nonpolarized capacitor C1 and potentiometer R2, a linear taper, determine the time constant of integrator IC1B.

خازن غیرقطبی C1 و پتانسیومتر R2، با شیب خطی، ثابت زمانی یکپارچه ساز IC1B را تعیین می‌کنند.

Her foot pointed artfully toward tapering toes.

او به طرز ماهرانه‌ای پاهایش را به سمت پنجه‌های باریک اشاره کرد.

The sikhara over the sanctuary of a temple is usually tapered convexly, consisting of piled-up roof slabs of diminishing size.

سیکارا بالای مقصده یک معبد معمولاً به صورت محدب مخروطی شکل است و از صفحات سقفی تشکیل شده که به تدریج کوچکتر می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید