civs

[ایالات متحده]/ˈsɪv/
[بریتانیا]/ˈsɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ویروس چیلوی درخشان

عبارات و ترکیب‌ها

civ rights

حقوق مدنی

civ society

جامعه مدنی

civ service

خدمات مدنی

civ engagement

مشارکت مدنی

civ duties

وظایف مدنی

civ education

آموزش مدنی

civ rights movement

جنبش حقوق مدنی

civ participation

مشارکت مدنی

civ liberties

آزادی‌های مدنی

civ responsibilities

مسئولیت‌های مدنی

جملات نمونه

civics education is essential for students.

آموزش مدنی برای دانش‌آموزان ضروری است.

many civ organizations promote community service.

سازمان‌های مدنی زیادی خدمات داوطلبی را ترویج می‌کنند.

he is studying civ law at the university.

او حقوق مدنی را در دانشگاه تحصیل می‌کند.

civ engagement can lead to positive changes.

مشارکت مدنی می‌تواند منجر به تغییرات مثبت شود.

she volunteered for a civ rights campaign.

او برای یک کمپین حقوق مدنی داوطلب شد.

civ responsibility includes voting and activism.

مسئولیت مدنی شامل رای دادن و فعالیت مدنی است.

understanding civ issues is crucial for democracy.

درک مسائل مدنی برای دموکراسی بسیار مهم است.

the civ community organized a town hall meeting.

جامعه مدنی یک جلسه تالار شهر برگزار کرد.

she wrote an article about civ participation.

او مقاله‌ای در مورد مشارکت مدنی نوشت.

civ duties should be taught in schools.

وظایف مدنی باید در مدارس آموزش داده شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید