civvies

[ایالات متحده]/'sɪvɪz/
[بریتانیا]/'sɪvɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لباس غیرنظامی; لباس غیرنظامی

عبارات و ترکیب‌ها

in civvies

در لباس غیرنظامی

civvies only

فقط لباس غیرنظامی

wearing civvies

پوشیدن لباس غیرنظامی

civvies day

روز لباس غیرنظامی

civvies attire

لباس غیرنظامی

civvies style

سبک لباس غیرنظامی

civvies uniform

لباس غیرنظامی

civvies code

قانون لباس غیرنظامی

civvies look

ظاهر لباس غیرنظامی

civvies choice

انتخاب لباس غیرنظامی

جملات نمونه

after a long week of training, he finally got to wear his civvies.

بعد از یک هفته طولانی آموزش، او بالاخره توانست لباس غیرنظامی بپوشد.

she prefers to relax in civvies on the weekends.

او ترجیح می دهد آخر هفته ها در لباس غیرنظامی استراحت کند.

the soldiers changed into their civvies after returning from deployment.

سربازان پس از بازگشت از ماموریت به لباس غیرنظامی خود تغییر کردند.

wearing civvies made him feel more like himself.

پوشیدن لباس غیرنظامی باعث شد او بیشتر احساس کند که خودش است.

he was surprised to see his boss in civvies at the party.

او از دیدن رئیسش در لباس غیرنظامی در مهمانی تعجب کرد.

they decided to go out for dinner in their civvies.

آنها تصمیم گرفتند برای شام به لباس غیرنظامی خود بروند.

she always wears civvies when she volunteers at the shelter.

او همیشه وقتی در پناهگاه داوطلب می شود، لباس غیرنظامی می پوشد.

he feels more comfortable in civvies than in formal attire.

او در لباس غیرنظامی بیشتر از لباس های رسمی احساس راحتی می کند.

the team was allowed to wear civvies for the charity event.

به تیم اجازه داده شد برای رویداد خیریه لباس غیرنظامی بپوشند.

switching to civvies helped him unwind after a stressful day.

تغییر به لباس غیرنظامی به او کمک کرد تا بعد از یک روز پر استرس آرام شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید