clangouring

[ایالات متحده]/ˈklæŋərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈklæŋərɪŋ/

ترجمه

n. صدای زنگ یا ضربه بلند
vi. صدای زنگ یا ضربه بلند ایجاد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

clangouring noise

صدای گوش خراش

clangouring sound

صدای گوش خراش

clangouring metal

فلز گوش خراش

clangouring bells

زنگ های گوش خراش

clangouring chains

زنجیرهای گوش خراش

clangouring instruments

سازهای گوش خراش

clangouring echoes

پژواک های گوش خراش

clangouring crowd

جمعیت گوش خراش

clangouring machinery

ماشین آلات گوش خراش

clangouring atmosphere

فضای گوش خراش

جملات نمونه

the clangouring of the bells filled the air.

صدای زنگوله ها هوا را پر کرد.

we could hear the clangouring of metal as they worked.

ما می توانستیم صدای برخورد فلزات را در حین کار آنها بشنویم.

the clangouring sound startled the birds in the trees.

صدای برخورد ناگهانی باعث ترس پرندگان در درختان شد.

she loved the clangouring of the train as it approached.

او عاشق صدای برخورد قطار در هنگام نزدیک شدن بود.

the clangouring of pots and pans echoed in the kitchen.

صدای برخورد قابلمه ها و تابه ها در آشپزخانه طنین انداز شد.

he couldn't concentrate due to the clangouring noise outside.

به دلیل صدای برخورد بیرون، او نمی توانست تمرکز کند.

the clangouring of the drums set the rhythm for the parade.

صدای برخورد طبل ها ریتم رژه را تعیین کرد.

as they celebrated, the clangouring of fireworks lit up the night.

همانطور که جشن می گرفتند، صدای برخورد آتش بازی شب را روشن کرد.

the clangouring of the church bells marked the hour.

صدای زنگوله های کلیسا زمان را نشان می داد.

during the storm, the clangouring of the metal roof was deafening.

در طول طوفان، صدای برخورد سقف فلزی بسیار بلند بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید