clapped hands
دست تنه میزد
clapped loudly
با صدای بلند دست تنه میزد
clapped enthusiastically
با اشتیاق دست تنه میزد
clapped together
همزمان دست تنه میزدند
clapped for
به نشانه تشویق دست تنه میزد
clapped in joy
از خوشی دست تنه میزد
clapped in delight
از خوشحالی دست تنه میزد
clapped at
به سمت دست تنه میزد
clapped back
در جواب دست تنه میزد
clapped twice
دو بار دست تنه میزد
after the performance, the audience clapped enthusiastically.
پس از اجرا، تماشاگران با شور و اشتیاق دست زدند.
she clapped her hands to get everyone's attention.
او برای جلب توجه همه دست زد.
the children clapped in delight when they saw the clown.
وقتی سیرکباز را دیدند، بچهها از خوشحالی دست زدند.
he clapped loudly to show his appreciation.
او برای نشان دادن قدردانیاش با صدای بلند دست زد.
they clapped for the winner of the competition.
آنها برای برنده مسابقه دست زدند.
as the band finished their last song, the crowd clapped for more.
همانطور که گروه آهنگ آخر خود را تمام کردند، جمعیت برای شنیدن بیشتر دست زدند.
she clapped her hands in excitement when she received the good news.
وقتی خبر خوب را شنید، او از هیجان دست زد.
the teacher clapped to signal the end of the class.
معلم برای نشان دادن پایان کلاس دست زد.
they clapped in rhythm to the music.
آنها با ریتم موسیقی دست زدند.
he clapped his hands together to keep warm.
او برای گرم نگه داشتن خود دستهایش را به هم کوبید.
clapped hands
دست تنه میزد
clapped loudly
با صدای بلند دست تنه میزد
clapped enthusiastically
با اشتیاق دست تنه میزد
clapped together
همزمان دست تنه میزدند
clapped for
به نشانه تشویق دست تنه میزد
clapped in joy
از خوشی دست تنه میزد
clapped in delight
از خوشحالی دست تنه میزد
clapped at
به سمت دست تنه میزد
clapped back
در جواب دست تنه میزد
clapped twice
دو بار دست تنه میزد
after the performance, the audience clapped enthusiastically.
پس از اجرا، تماشاگران با شور و اشتیاق دست زدند.
she clapped her hands to get everyone's attention.
او برای جلب توجه همه دست زد.
the children clapped in delight when they saw the clown.
وقتی سیرکباز را دیدند، بچهها از خوشحالی دست زدند.
he clapped loudly to show his appreciation.
او برای نشان دادن قدردانیاش با صدای بلند دست زد.
they clapped for the winner of the competition.
آنها برای برنده مسابقه دست زدند.
as the band finished their last song, the crowd clapped for more.
همانطور که گروه آهنگ آخر خود را تمام کردند، جمعیت برای شنیدن بیشتر دست زدند.
she clapped her hands in excitement when she received the good news.
وقتی خبر خوب را شنید، او از هیجان دست زد.
the teacher clapped to signal the end of the class.
معلم برای نشان دادن پایان کلاس دست زد.
they clapped in rhythm to the music.
آنها با ریتم موسیقی دست زدند.
he clapped his hands together to keep warm.
او برای گرم نگه داشتن خود دستهایش را به هم کوبید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید