clapperclawing cat
گربه پنجهکنی
clapperclawing at
پنجهکنی به
clapperclawing noise
صدای پنجهکنی
clapperclawing action
عمل پنجهکنی
clapperclawing behavior
رفتار پنجهکنی
clapperclawing sound
صدا پنجهکنی
clapperclawing instinct
غریزه پنجهکنی
clapperclawing playfully
پنجهکنی بازیگوشانه
clapperclawing fiercely
پنجهکنی با خشونت
he was clapperclawing with his friends at the park.
او با دوستانش در پارک در حال کلپرکلو کردن بود.
the children enjoyed clapperclawing during their playtime.
کودکان از کلپرکلو کردن در زمان بازی خود لذت بردند.
she found the clapperclawing quite amusing.
او کلپرکلو کردن را بسیار خنده دار یافت.
the dogs were clapperclawing in the backyard.
سگ ها در حیاط پشتی در حال کلپرکلو کردن بودند.
they were clapperclawing over a game of tag.
آنها در حال کلپرکلو کردن بر سر یک بازی برچسب بودند.
clapperclawing is common among playful kittens.
کلپرکلو کردن در بین بچه گربه های بازیگوش رایج است.
the siblings were clapperclawing in the living room.
خواهر و برادرها در حال کلپرکلو کردن در اتاق نشیمن بودند.
he laughed at the clapperclawing of the puppies.
او به کلپرکلو کردن توله سگ ها خندید.
clapperclawing can sometimes lead to minor injuries.
کلپرکلو کردن گاهی اوقات می تواند منجر به آسیب های جزئی شود.
the kids were clapperclawing, but it was all in good fun.
کودکان در حال کلپرکلو کردن بودند، اما همه چیز سرگرم کننده بود.
clapperclawing cat
گربه پنجهکنی
clapperclawing at
پنجهکنی به
clapperclawing noise
صدای پنجهکنی
clapperclawing action
عمل پنجهکنی
clapperclawing behavior
رفتار پنجهکنی
clapperclawing sound
صدا پنجهکنی
clapperclawing instinct
غریزه پنجهکنی
clapperclawing playfully
پنجهکنی بازیگوشانه
clapperclawing fiercely
پنجهکنی با خشونت
he was clapperclawing with his friends at the park.
او با دوستانش در پارک در حال کلپرکلو کردن بود.
the children enjoyed clapperclawing during their playtime.
کودکان از کلپرکلو کردن در زمان بازی خود لذت بردند.
she found the clapperclawing quite amusing.
او کلپرکلو کردن را بسیار خنده دار یافت.
the dogs were clapperclawing in the backyard.
سگ ها در حیاط پشتی در حال کلپرکلو کردن بودند.
they were clapperclawing over a game of tag.
آنها در حال کلپرکلو کردن بر سر یک بازی برچسب بودند.
clapperclawing is common among playful kittens.
کلپرکلو کردن در بین بچه گربه های بازیگوش رایج است.
the siblings were clapperclawing in the living room.
خواهر و برادرها در حال کلپرکلو کردن در اتاق نشیمن بودند.
he laughed at the clapperclawing of the puppies.
او به کلپرکلو کردن توله سگ ها خندید.
clapperclawing can sometimes lead to minor injuries.
کلپرکلو کردن گاهی اوقات می تواند منجر به آسیب های جزئی شود.
the kids were clapperclawing, but it was all in good fun.
کودکان در حال کلپرکلو کردن بودند، اما همه چیز سرگرم کننده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید