scratching

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. علامت‌های خراش.

عبارات و ترکیب‌ها

stop scratching

دست از خاراندن بردار

from scratch

از صفر

start from scratch

از صفر شروع کنید

up to scratch

تا حد نیاز

without a scratch

بدون خراش

scratch the surface

برداشتن سطح

scratch for oneself

برای خود خراشیدن

scratch line

خط خراش

on scratch

روی خراش

scratch resistance

مقاوم در برابر خراش

starting from scratch

از صفر شروع کردن

scratch resistant

مقاوم در برابر خراش

scratch test

تست خراش

جملات نمونه

If you keep scratching away at that spot, you'll break the skin.

اگر به خراش دادن آن ناحیه ادامه دهید، پوستتان را می‌شکنید.

A few scrawny chickens were scratching around the yard.

چندین مرغ لاغر بودند که در حیاط مشغول کند و کاوید.

he's still scratching around for a woman to share his life.

او هنوز هم در جستجوی زنی برای تقسیم زندگی‌اش است.

We’re all scratching our heads for an answer to the problem.

ما همه سردرگم هستیم و به دنبال پاسخی برای این مشکل می‌گردیم.

Cotton mittens will prevent the baby from scratching his own face.

دستکش‌های نخی از خراش صورت نوزاد جلوگیری می‌کنند.

The farmyard was quiet, with just a few chickens scratching about.

مزرعه آرام بود، فقط چند مرغ در حال کندن زمین بودند.

It wasn't easy scratching out a living in those hard times.

در آن دوران سخت، به دست آوردن روزی مقبولی آسان نبود.

He has this irritating mannerism of constantly scratching his nose.

او این عادت آزاردهنده ای از خراشیدن مداوم بینی دارد.

Tabitha wondered how long the woman had been scratching a living on the waterways.

تابیتا فکر کرد زن چه مدت است که از طریق آبراه‌ها کسب روزی می‌کند.

He has a curious habit of scratching his ear while he speaks.

او عادت عجیبی دارد که در حین صحبت کردن گوش خود را خار می‌کند.

Ingredients:olive extract, whitening factor,fatty alcohol polyoxyethyleneether sulfate, xanthane, polyethylene scratching particles, jojoba scratching particles.

مواد تشکیل دهنده: عصاره زیتون، عامل روشن کننده، سولفات پلی‌اکسی‌اتیلن اتر الکل چرب، زانتان، ذرات خراش پلی‌اتیلن، ذرات خراش جوجوبا.

That white cat was scratching around in my onion bed again and so I took a cockshot at it with a lump of earth.

آن گربه سفید دوباره در بستر پیاز من مشغول کند و کاوی کرد و من هم با یک تکه خاک به آن شلیک کردم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید