classicist

[ایالات متحده]/'klæsɪsɪst/
[بریتانیا]/'klæsɪsɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دانشمندی که در کلاسیک‌ها تخصص دارد، مدافع کلاسیک‌گرایی.

جملات نمونه

He is a renowned classicist in the field of ancient Greek literature.

او یک باستان‌شناس برجسته در زمینه ادبیات یونان باستان است.

The classicist approach to architecture focuses on symmetry and proportion.

رویکرد کلاسیک در معماری بر تقارن و تناسب تمرکز دارد.

As a classicist, she enjoys studying ancient languages and texts.

به عنوان یک باستان‌شناس، او از مطالعه زبان‌ها و متون باستانی لذت می‌برد.

The classicist interpretation of this artwork emphasizes its historical context.

تفسیر کلاسیک از این اثر هنری بر زمینه تاریخی آن تأکید دارد.

Many classicist painters draw inspiration from Renaissance art.

بسیاری از نقاشان کلاسیک از هنر رنسانس الهام می‌گیرند.

The classicist composer is known for his use of traditional musical forms.

آهنگساز کلاسیک به استفاده از فرم‌های موسیقی سنتی معروف است.

The classicist scholar published a groundbreaking study on ancient Roman poetry.

محقق کلاسیک مطالعه پیشگامانه ای در مورد شعر رومی باستان منتشر کرد.

In his writing, he often adopts a classicist style reminiscent of ancient Greek literature.

در نوشته هایش، او اغلب از یک سبک کلاسیک الهام گرفته از ادبیات یونان باستان استفاده می کند.

The classicist architect designed the building with columns and pediments.

معمار کلاسیک ساختمان را با ستون ها و فرامنتی طراحی کرد.

Her academic background in classics led her to become a classicist specializing in Roman history.

سابقه تحصیلی او در زمینه کلاسیک باعث شد که به یک باستان شناس متخصص در تاریخ رومی تبدیل شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید