classmates

[ایالات متحده]/ˈklɑːsmeɪts/
[بریتانیا]/ˈklæsmeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دانش‌آموزان در همان کلاس؛ همسالان در یک محیط آموزشی

عبارات و ترکیب‌ها

my classmates

همکلاسی‌های من

classmates' project

پروژه همکلاسی‌ها

classmates' gathering

همایش همکلاسی‌ها

classmates' support

حمایت همکلاسی‌ها

old classmates

همکلاسی‌های قدیمی

classmates' reunion

دیدار مجدد همکلاسی‌ها

classmates' advice

نصیحت همکلاسی‌ها

classmates' names

نام‌های همکلاسی‌ها

classmates' memories

خاطرات همکلاسی‌ها

classmates' competition

رقابت همکلاسی‌ها

جملات نمونه

i often study with my classmates.

من اغلب با همکلاسی هایم مطالعه می کنم.

my classmates and i are planning a trip.

همکلاسی های من و من در حال برنامه ریزی برای یک سفر هستیم.

we had a great time at the party with our classmates.

ما اوقات خوبی را در مهمانی با همکلاسی هایمان گذراندیم.

my classmates helped me with my project.

همکلاسی های من در انجام پروژه به من کمک کردند.

we often share notes with our classmates.

ما اغلب یادداشت ها را با همکلاسی هایمان به اشتراک می گذاریم.

some of my classmates are really good at math.

برخی از همکلاسی های من در ریاضیات خیلی خوب هستند.

classmates can be great friends.

همکلاسی ها می توانند دوستانی عالی باشند.

my classmates and i are preparing for the exam together.

همکلاسی های من و من برای امتحان با هم آماده می شویم.

it's important to respect your classmates' opinions.

احترام به نظر همکلاسی هایتان مهم است.

we often have group discussions with our classmates.

ما اغلب بحث های گروهی با همکلاسی هایمان داریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید