schoolmates

[ایالات متحده]/ˈskuːlmeɪts/
[بریتانیا]/ˈskuːlmeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دانش‌آموزان هم‌مدرسه

عبارات و ترکیب‌ها

old schoolmates

همکلاسی‌های قدیمی

my schoolmates

همکلاسی‌های من

former schoolmates

همکلاسی‌های سابق

schoolmates reunion

همکلاسی‌شدن مجدد

schoolmates group

گروه همکلاسی‌ها

schoolmates network

شبکه همکلاسی‌ها

schoolmates bond

پیوند همکلاسی‌ها

schoolmates support

حمایت همکلاسی‌ها

schoolmates memories

خاطرات همکلاسی‌ها

schoolmates friendship

دوستی همکلاسی‌ها

جملات نمونه

my schoolmates and i often study together.

من و همکلاسی هایم اغلب با هم درس می کنیم.

we had a reunion with our schoolmates last weekend.

ما آخر هفته گذشته با همکلاسی هایمان دیدار کردیم.

some of my schoolmates are now working abroad.

برخی از همکلاسی های من اکنون در خارج از کشور کار می کنند.

i enjoy spending time with my schoolmates after classes.

من از گذراندن وقت با همکلاسی هایم بعد از کلاس ها لذت می برم.

my schoolmates helped me prepare for the exam.

همکلاسی هایم به من کمک کردند تا برای امتحان آماده شوم.

we often share our notes with schoolmates to study better.

ما اغلب یادداشت های خود را با همکلاسی ها به اشتراک می گذاریم تا بهتر مطالعه کنیم.

schoolmates can become lifelong friends.

همکلاسی ها می توانند به دوستانی مادام العمر تبدیل شوند.

i miss the fun times i had with my schoolmates.

من دلتنگ اوقات خوشی هستم که با همکلاسی هایم داشتم.

we organized a project with our schoolmates for the science fair.

ما یک پروژه را با همکلاسی هایمان برای نمایشگاه علوم سازماندهی کردیم.

my schoolmates inspired me to pursue my dreams.

همکلاسی هایم به من الهام بخشیدند تا به دنبال رویاهایم بروم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید