clatters loudly
بلند صحبت میکند
clatters away
دور صحبت میکند
clatters down
به سمت پایین صحبت میکند
clatters together
با هم صحبت میکند
clatters incessantly
به طور مداوم صحبت میکند
clatters around
اطراف صحبت میکند
clatters on
روی صحبت میکند
clatters about
در مورد صحبت میکند
clatters in
وارد صحبت میکند
clatters out
خارج صحبت میکند
the dishes clatter as they fall from the table.
ظروف با صدای بلند از روی میز میافتند.
he clatters down the stairs in a hurry.
او با عجله از پلهها پایین میآید و با صدای بلند.
the children clatter their toys on the floor.
کودکان اسباببازیهایشان را با صدای بلند روی زمین میاندازند.
she clatters her keys on the counter.
او کلیدهایش را با صدای بلند روی پیشخوان میاندازد.
the train clatters over the old tracks.
قطار روی ریلهای قدیمی با صدای بلند حرکت میکند.
the pots and pans clatter in the kitchen.
قابلمه و تابه در آشپزخانه با صدای بلند برخورد میکنند.
he clatters away on the keyboard.
او با صدای بلند روی صفحه کلید شروع به تایپ میکند.
the dog clatters its bowl against the floor.
سگ کاسهاش را با صدای بلند به زمین میکوبد.
the crowd clatters their drinks at the bar.
مردم نوشیدنیهایشان را با صدای بلند در بار میریزند.
she clatters her heels on the pavement.
او با صدای بلند پاشنههایش را روی پیادهرو میکوبد.
clatters loudly
بلند صحبت میکند
clatters away
دور صحبت میکند
clatters down
به سمت پایین صحبت میکند
clatters together
با هم صحبت میکند
clatters incessantly
به طور مداوم صحبت میکند
clatters around
اطراف صحبت میکند
clatters on
روی صحبت میکند
clatters about
در مورد صحبت میکند
clatters in
وارد صحبت میکند
clatters out
خارج صحبت میکند
the dishes clatter as they fall from the table.
ظروف با صدای بلند از روی میز میافتند.
he clatters down the stairs in a hurry.
او با عجله از پلهها پایین میآید و با صدای بلند.
the children clatter their toys on the floor.
کودکان اسباببازیهایشان را با صدای بلند روی زمین میاندازند.
she clatters her keys on the counter.
او کلیدهایش را با صدای بلند روی پیشخوان میاندازد.
the train clatters over the old tracks.
قطار روی ریلهای قدیمی با صدای بلند حرکت میکند.
the pots and pans clatter in the kitchen.
قابلمه و تابه در آشپزخانه با صدای بلند برخورد میکنند.
he clatters away on the keyboard.
او با صدای بلند روی صفحه کلید شروع به تایپ میکند.
the dog clatters its bowl against the floor.
سگ کاسهاش را با صدای بلند به زمین میکوبد.
the crowd clatters their drinks at the bar.
مردم نوشیدنیهایشان را با صدای بلند در بار میریزند.
she clatters her heels on the pavement.
او با صدای بلند پاشنههایش را روی پیادهرو میکوبد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید