clatters

[ایالات متحده]/ˈklætəz/
[بریتانیا]/ˈklætərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صداهایی که توسط بشقاب‌ها، ظرف‌ها، چنگال‌ها، چاقوها و غیره زمانی که به یکدیگر برخورد می‌کنند ایجاد می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

clatters loudly

بلند صحبت می‌کند

clatters away

دور صحبت می‌کند

clatters down

به سمت پایین صحبت می‌کند

clatters together

با هم صحبت می‌کند

clatters incessantly

به طور مداوم صحبت می‌کند

clatters around

اطراف صحبت می‌کند

clatters on

روی صحبت می‌کند

clatters about

در مورد صحبت می‌کند

clatters in

وارد صحبت می‌کند

clatters out

خارج صحبت می‌کند

جملات نمونه

the dishes clatter as they fall from the table.

ظروف با صدای بلند از روی میز می‌افتند.

he clatters down the stairs in a hurry.

او با عجله از پله‌ها پایین می‌آید و با صدای بلند.

the children clatter their toys on the floor.

کودکان اسباب‌بازی‌هایشان را با صدای بلند روی زمین می‌اندازند.

she clatters her keys on the counter.

او کلیدهایش را با صدای بلند روی پیشخوان می‌اندازد.

the train clatters over the old tracks.

قطار روی ریل‌های قدیمی با صدای بلند حرکت می‌کند.

the pots and pans clatter in the kitchen.

قابلمه و تابه در آشپزخانه با صدای بلند برخورد می‌کنند.

he clatters away on the keyboard.

او با صدای بلند روی صفحه کلید شروع به تایپ می‌کند.

the dog clatters its bowl against the floor.

سگ کاسه‌اش را با صدای بلند به زمین می‌کوبد.

the crowd clatters their drinks at the bar.

مردم نوشیدنی‌هایشان را با صدای بلند در بار می‌ریزند.

she clatters her heels on the pavement.

او با صدای بلند پاشنه‌هایش را روی پیاده‌رو می‌کوبد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید