| صفت تفضیلی | clavier |
the antique chair featured elegant clavy trim along its legs.
کرسي باستانی دارای تزئينات زیبای کلافی در اطراف پاها بود.
the cathedral walls displayed magnificent clavy carvings.
دیوارهای کاتدرال تزئينات کلافی شاگع را نشان می دادند.
she wore a clavy pattern sweater with delicate raised designs.
او یک شلوارسوز با الگوی کلافی با طراحی های ایستاده ظریف پوشید.
the music room had beautiful clavy decorations on the ceiling.
اتاق موسیقی دارای تزئينات زیبای کلافی روی سقف بود.
the designer created a dress with unique clavy embellishments.
طراح یک پوشاک با تزئينات کلافی منحصر به فرد ایجاد کرد.
the old house had weathered clavy brickwork on its facade.
خانه قدیمی دارای کارگاهی کلافی خسارت دیده در فасاد خود بود.
her grandmother owned a clavy quilt with intricate stitching.
مادربزرگ او یک چادر کلافی با دوخت پیچیده داشت.
the medieval manuscript featured elaborate clavy borders.
متن میانه قرون دارای مرزهای کلافی پیچیده بود.
the wooden furniture showcased rustic clavy details throughout.
مبلمان چوبی جزئیات کلافی خشن را در تمامی آن نمایش داد.
the palace featured stunning clavy architectural elements.
پالاس دارای عناصر معماری کلافی شگفت انگیز بود.
the piano keys had worn clavy surfaces from years of use.
کلیدهای پیانو دارای سطوح کلافی فرسوده از سال ها استفاده بود.
the tapestry displayed complex clavy woven patterns throughout.
تکه پارچه جزئیات پیچیده الگوهای کلافی بافته شده را در تمامی آن نمایش داد.
the antique chair featured elegant clavy trim along its legs.
کرسي باستانی دارای تزئينات زیبای کلافی در اطراف پاها بود.
the cathedral walls displayed magnificent clavy carvings.
دیوارهای کاتدرال تزئينات کلافی شاگع را نشان می دادند.
she wore a clavy pattern sweater with delicate raised designs.
او یک شلوارسوز با الگوی کلافی با طراحی های ایستاده ظریف پوشید.
the music room had beautiful clavy decorations on the ceiling.
اتاق موسیقی دارای تزئينات زیبای کلافی روی سقف بود.
the designer created a dress with unique clavy embellishments.
طراح یک پوشاک با تزئينات کلافی منحصر به فرد ایجاد کرد.
the old house had weathered clavy brickwork on its facade.
خانه قدیمی دارای کارگاهی کلافی خسارت دیده در فасاد خود بود.
her grandmother owned a clavy quilt with intricate stitching.
مادربزرگ او یک چادر کلافی با دوخت پیچیده داشت.
the medieval manuscript featured elaborate clavy borders.
متن میانه قرون دارای مرزهای کلافی پیچیده بود.
the wooden furniture showcased rustic clavy details throughout.
مبلمان چوبی جزئیات کلافی خشن را در تمامی آن نمایش داد.
the palace featured stunning clavy architectural elements.
پالاس دارای عناصر معماری کلافی شگفت انگیز بود.
the piano keys had worn clavy surfaces from years of use.
کلیدهای پیانو دارای سطوح کلافی فرسوده از سال ها استفاده بود.
the tapestry displayed complex clavy woven patterns throughout.
تکه پارچه جزئیات پیچیده الگوهای کلافی بافته شده را در تمامی آن نمایش داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید