classical

[ایالات متحده]/ˈklæsɪkl/
[بریتانیا]/ˈklæsɪkl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. از بالاترین کیفیت یا رده؛ سنتی یا معمولی؛ مربوط به یا ویژگی‌دار یک هنر رسمی یا زمینه مطالعه، مانند موسیقی کلاسیک یا معماری کلاسیک.

عبارات و ترکیب‌ها

classical music

موسیقی کلاسیک

classical literature

ادبیات کلاسیک

classical art

هنر کلاسیک

classical economics

اقتصاد کلاسیک

classical mechanics

مکانیک کلاسیک

classical architecture

معماری کلاسیک

classical greek

قدیمی یونانی

classical physics

فیزیک کلاسیک

classical chinese literature

ادبیات کلاسیک چینی

classical guitar

گیتار کلاسیک

classical approach

رویکرد کلاسیک

جملات نمونه

a classical rhyme scheme.

یک طرح قافیه کلاسیک

a poet of the classical ballet.

یک شاعر باله کلاسیک

a classical work by Mozart.

یک اثر کلاسیک از موتزارت

reproduction French classical beds.

تولید مجدد تخت‌های کلاسیک فرانسوی

the recreation of classical syllabic metres.

بازآفرینی وزن‌های هجایی کلاسیک

نمونه‌های واقعی

And my father was a classical violinist.

و پدر من ویولن‌چی کلاسیک بود.

منبع: VOA Standard English_Americas

Both Romantic and Classical orientations have important truths to impart.

هم گرایش‌های رمانتیک و هم کلاسیک، حقایق مهمی را برای ارائه دارند.

منبع: Sociology of Social Relations (Video Version)

It's famous throughout the world as one of the major venues for classical music.

این مکان به عنوان یکی از مهم‌ترین مکان‌ها برای موسیقی کلاسیک در سراسر جهان مشهور است.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 8

553. From the classical class, the classmate with glasses knows the classification of classics.

553. از کلاس کلاسیک، همکلاسی با عینک، طبقه‌بندی آثار کلاسیک را می‌داند.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

Classically, in people with diabetes or in those with alcohol dependence, it causes lobar pneumonia.

به طور کلاسیک، در افراد مبتلا به دیابت یا کسانی که به الکل معتاد هستند، باعث پنومونی لوبار می‌شود.

منبع: Osmosis - Microorganisms

All kinds, but mostly Pop, rock and classical. Why?

هر نوع، اما بیشتر پاپ، راک و کلاسیک. چرا؟

منبع: Basic Daily Conversation

In fact, Rembrandt's in the process of doing something which horrified the classical academicians.

در واقع، رامبراندت در حال انجام کاری بود که باعث وحشت آکادمیسین‌های کلاسیک شد.

منبع: The Power of Art - Rembrandt Harmenszoon van Rijn

They studied books about classical Chinese medicine.

آنها کتاب‌هایی در مورد طب کلاسیک چینی مطالعه کردند.

منبع: 21st Century English Newspaper

And out of that came our classical world.

و از آنجا دنیای کلاسیک ما پدید آمد.

منبع: Connection Magazine

Before then, I had never heard classical music.

تا آن زمان، من هرگز موسیقی کلاسیک نشنیده بودم.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید