clayware

[ایالات متحده]/ˈkleɪwɛə/
[بریتانیا]/ˈkleɪˌwɛr/

ترجمه

n. اشیاء سرامیکی ساخته شده از خاک رس

عبارات و ترکیب‌ها

handmade clayware

ظروف گلی دست ساز

ceramic clayware

ظروف گلی سرامیکی

decorative clayware

ظروف گلی تزئینی

fired clayware

ظروف گلی پخته شده

artistic clayware

ظروف گلی هنری

traditional clayware

ظروف گلی سنتی

colorful clayware

ظروف گلی رنگارنگ

functional clayware

ظروف گلی کاربردی

glazed clayware

ظروف گلی لعاب‌دار

unique clayware

ظروف گلی منحصر به فرد

جملات نمونه

clayware is often used for making beautiful pottery.

ظروف سفالی اغلب برای ساختن گلدان‌های زیبا استفاده می‌شود.

the artist specializes in crafting unique clayware pieces.

هنرمند در ساخت آثار سفالی منحصر به فرد تخصص دارد.

many cultures have a rich history of clayware production.

فرهنگ‌های بسیاری تاریخ غنی از تولید سفال دارند.

she learned the art of shaping clayware in a workshop.

او هنر شکل دادن سفال را در یک کارگاه یاد گرفت.

clayware can be both functional and decorative.

سفال می‌تواند هم کاربردی و هم تزئینی باشد.

they sell handmade clayware at the local market.

آنها سفال دست ساز را در بازار محلی می‌فروشند.

clayware must be fired in a kiln to become durable.

سفال باید در یک تنور پخته شود تا بادوام شود.

she collects antique clayware from different countries.

او سفال‌های قدیمی را از کشورهای مختلف جمع آوری می‌کند.

clayware can be painted with vibrant colors.

می‌توان سفال را با رنگ‌های زنده رنگ کرد.

using clayware enhances the dining experience.

استفاده از سفال تجربه غذا خوردن را بهبود می‌بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید