a brick wall
دیوار آجری
brick house
خانه آجری
brick building
ساختمان آجری
lay bricks
آجرچینی کردن
brick factory
کارخانه آجر
brick pavement
کفپوش آجری
brick fireplace
شومینه آجری
bricklayer
آجرچین
brick oven
فر آجری
red brick
آجر قرمز
brick wall
دیوار آجری
brick by brick
آجر به آجر
clay brick
آجر خاکی
brick masonry
دیوارسازی آجری
hollow brick
آجر توخالی
refractory brick
آجر مقاوم در برابر حرارت
brick red
قرمز آجری
brick tea
چای آجری
air brick
آجر هواکش
silica brick
آجر سیلیکا
concrete brick
آجر بتنی
wall brick
آجر دیوار
brick kiln
گاری آجر
cement brick
آجر سیمانی
porous brick
آجر متخلخل
fire brick
آجر نسوز
insulating brick
آجر عایق
a brick of cheese.
یک آجر پنیر.
a brick wall; brick ice cream.
یک دیوار آجری؛ بستنی آجری.
a brick of ice cream.
یک آجر بستنی.
the mill is of brick construction.
کارخانه به روش ساخت آجری است.
a schoolhouse of brick construction
یک مدرسه با ساختار آجری
brick-and-mortar classrooms; a brick-and-mortar bookstore.
کلاسهای آموزشی و فروشگاه کتاب با ساختار آجری؛
An overlay of wood covers the brick wall.
یک لایه چوبی روی دیوار آجری قرار دارد.
the low, brick-and-adobe architecture of the Southwest.
معماری کم ارتفاع آجری و خشتی جنوب غربی
treat brick with a silicone water repellent.
آجر را با یک ضد آب کننده سیلیکونی درمان کنید.
the paint was scaling from the brick walls.
رنگ از روی دیوار آجری پوست میکرد.
she's two bricks short of a load.
او دو آجر کم از یک محموله دارد.
I threw a brick through the window.
من یک آجر از پنجره عبور دادم.
Bricks are baked in a kiln.
آجرها در تنور پخته میشوند.
a brick wall with a facing of concrete
یک دیوار آجری با نمای بتنی
Brick walls give a room texture.
دیوارهای آجری بافت به اتاق میدهند.
He bricked the body up.
او بدن را با آجرها پوشاند.
A home isn’t just bricks and mortar.
یک خانه فقط آجرهایی و ملات نیست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید