cleanliest

[ایالات متحده]/ˈkliːnliest/
[بریتانیا]/ˈkliːnliest/

ترجمه

adj. تمیزترین؛ دارای بالاترین استانداردهای تمیزی

عبارات و ترکیب‌ها

cleanliest room

تمیزترین اتاق

cleanliest place

تمیزترین مکان

cleanliest kitchen

تمیزترین آشپزخانه

cleanliest environment

تمیزترین محیط

cleanliest house

تمیزترین خانه

cleanliest office

تمیزترین دفتر

cleanliest bathroom

تمیزترین حمام

cleanliest area

تمیزترین منطقه

cleanliest workspace

تمیزترین فضای کاری

cleanliest surface

تمیزترین سطح

جملات نمونه

the cleanliest room in the house is the kitchen.

تمیزترین اتاق در خانه آشپزخانه است.

she always strives to maintain the cleanliest environment.

او همیشه تلاش می کند تا محیطی تمیز و مرتب را حفظ کند.

among all the pets, the cat is the cleanliest.

در بین همه حیوانات خانگی، گربه تمیزترین است.

the cleanliest restaurant in town has a five-star rating.

تمیزترین رستوران در شهر دارای رتبه پنج ستاره است.

he believes that the cleanliest workplaces are the most productive.

او معتقد است که تمیزترین محیط های کار، پربازده ترین هستند.

for a cleanliest result, follow the instructions carefully.

برای دستیابی به بهترین نتیجه، دستورالعمل ها را با دقت دنبال کنید.

the cleanliest beaches attract the most visitors.

تمیزترین سواحل بیشترین بازدیدکنندگان را جذب می کنند.

she is known for keeping the cleanliest garden in the neighborhood.

او به خاطر حفظ تمیزترین باغ در محله شناخته شده است.

the cleanliest cars are often the most desirable.

ماشین های تمیز اغلب جذاب تر هستند.

to be the cleanliest, we must all do our part.

برای اینکه تمیزترین باشیم، همه ما باید تلاش کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید