clenches fist
مشتی محکم میکند
clenches jaw
چانه را محکم میکند
clenches teeth
دندانها را محکم میکند
clenches stomach
شکم را محکم میکند
clenches heart
قلب را محکم میکند
clenches hands
دستها را محکم میکند
clenches muscles
عضلات را محکم میکند
clenches mind
ذهن را محکم میکند
clenches grip
گرفتش را محکم میکند
clenches resolve
اراده را محکم میکند
he clenches his fists in frustration.
او با ناامیدی مشتهای خود را میفشرد.
she clenches her teeth when she's angry.
وقتی عصبانی است، دندانهایش را به هم میفشارد.
the dog clenches its jaw when it feels threatened.
وقتی احساس خطر میکند، سگ چانهاش را میفشارد.
he clenches the steering wheel during the storm.
او در طول طوفان، فرمان را محکم میکند.
she clenches her stomach to prepare for the jump.
او برای پریدن، شکمش را محکم میکند.
the athlete clenches his muscles before the competition.
ورزشکار قبل از مسابقه عضلات خود را محکم میکند.
he clenches his jaw to hide his fear.
او برای پنهان کردن ترسش، چانهاش را محکم میکند.
she clenches her hands in anticipation of the news.
او در انتظار اخبار، دستهایش را محکم میکند.
as the deadline approaches, he clenches his schedule tightly.
همانطور که مهلت مقرر نزدیک میشود، او برنامه خود را به شدت محکم میکند.
during the horror movie, she clenches her boyfriend's arm.
در طول فیلم ترسناک، او بازوی دوست پسرش را محکم میکند.
clenches fist
مشتی محکم میکند
clenches jaw
چانه را محکم میکند
clenches teeth
دندانها را محکم میکند
clenches stomach
شکم را محکم میکند
clenches heart
قلب را محکم میکند
clenches hands
دستها را محکم میکند
clenches muscles
عضلات را محکم میکند
clenches mind
ذهن را محکم میکند
clenches grip
گرفتش را محکم میکند
clenches resolve
اراده را محکم میکند
he clenches his fists in frustration.
او با ناامیدی مشتهای خود را میفشرد.
she clenches her teeth when she's angry.
وقتی عصبانی است، دندانهایش را به هم میفشارد.
the dog clenches its jaw when it feels threatened.
وقتی احساس خطر میکند، سگ چانهاش را میفشارد.
he clenches the steering wheel during the storm.
او در طول طوفان، فرمان را محکم میکند.
she clenches her stomach to prepare for the jump.
او برای پریدن، شکمش را محکم میکند.
the athlete clenches his muscles before the competition.
ورزشکار قبل از مسابقه عضلات خود را محکم میکند.
he clenches his jaw to hide his fear.
او برای پنهان کردن ترسش، چانهاش را محکم میکند.
she clenches her hands in anticipation of the news.
او در انتظار اخبار، دستهایش را محکم میکند.
as the deadline approaches, he clenches his schedule tightly.
همانطور که مهلت مقرر نزدیک میشود، او برنامه خود را به شدت محکم میکند.
during the horror movie, she clenches her boyfriend's arm.
در طول فیلم ترسناک، او بازوی دوست پسرش را محکم میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید