clenches

[ایالات متحده]/klɛnʧɪz/
[بریتانیا]/klɛnʧɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. محکم گرفتن; به طور محکم نگه داشتن; به شدت فشار دادن یا فشردن

عبارات و ترکیب‌ها

clenches fist

مشتی محکم می‌کند

clenches jaw

چانه را محکم می‌کند

clenches teeth

دندان‌ها را محکم می‌کند

clenches stomach

شکم را محکم می‌کند

clenches heart

قلب را محکم می‌کند

clenches hands

دست‌ها را محکم می‌کند

clenches muscles

عضلات را محکم می‌کند

clenches mind

ذهن را محکم می‌کند

clenches grip

گرفتش را محکم می‌کند

clenches resolve

اراده را محکم می‌کند

جملات نمونه

he clenches his fists in frustration.

او با ناامیدی مشت‌های خود را می‌فشرد.

she clenches her teeth when she's angry.

وقتی عصبانی است، دندان‌هایش را به هم می‌فشارد.

the dog clenches its jaw when it feels threatened.

وقتی احساس خطر می‌کند، سگ چانه‌اش را می‌فشارد.

he clenches the steering wheel during the storm.

او در طول طوفان، فرمان را محکم می‌کند.

she clenches her stomach to prepare for the jump.

او برای پریدن، شکمش را محکم می‌کند.

the athlete clenches his muscles before the competition.

ورزشکار قبل از مسابقه عضلات خود را محکم می‌کند.

he clenches his jaw to hide his fear.

او برای پنهان کردن ترسش، چانه‌اش را محکم می‌کند.

she clenches her hands in anticipation of the news.

او در انتظار اخبار، دست‌هایش را محکم می‌کند.

as the deadline approaches, he clenches his schedule tightly.

همانطور که مهلت مقرر نزدیک می‌شود، او برنامه خود را به شدت محکم می‌کند.

during the horror movie, she clenches her boyfriend's arm.

در طول فیلم ترسناک، او بازوی دوست پسرش را محکم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید