| جمع | clericalists |
clericalist agenda
برنامهی روحانیگرا
clericalist power
قدرت روحانیگرا
clericalist influence
نفوذ روحانیگرا
clericalist rule
حاکمیت روحانیگرا
clericalist ideology
ایدئولوژی روحانیگرا
clericalist state
کشور روحانیگرا
clericalist movement
جنبش روحانیگرا
clericalist policies
خطمشیهای روحانیگرا
clericalist doctrine
عقیده/دیدگاه روحانیگرا
clericalist factions
گروههای روحانیگرا
the clericalist approach often prioritizes bureaucracy over efficiency.
رویکرد دولتیگرایانه اغلب بروکراسی را بر کارایی ترجیح میدهد.
many argue that a clericalist mindset can hinder innovation.
بسیاری استدلال میکنند که یک نگرش دولتیگرایانه میتواند مانع نوآوری شود.
in some organizations, clericalist practices have become the norm.
در برخی سازمانها، شیوههای دولتیگرایانه به حالت معمول درآمده است.
critics of clericalist policies believe they stifle creativity.
منتقدان سیاستهای دولتیگرایانه معتقدند که آنها خلاقیت را سرکوب میکنند.
the clericalist mentality can lead to excessive paperwork.
ذهنیت دولتیگرایانه میتواند منجر به حجم زیاد کار اداری شود.
she was labeled a clericalist for her rigid adherence to rules.
او به دلیل پایبندی سختگیرانهاش به قوانین، به عنوان یک دولتیگرا شناخته شد.
clericalist attitudes can create barriers to effective communication.
نگرشهای دولتیگرایانه میتوانند موانعی برای برقراری ارتباط موثر ایجاد کنند.
his clericalist tendencies often frustrated his colleagues.
تمایلات دولتیگرایانه او اغلب همکارانش را ناامید میکرد.
adopting a clericalist perspective may limit strategic thinking.
پذیرش دیدگاه دولتیگرایانه ممکن است تفکر استراتژیک را محدود کند.
the clericalist culture in the office was hard to change.
فرهنگ دولتیگرایانه در دفتر تغییر آن دشوار بود.
clericalist agenda
برنامهی روحانیگرا
clericalist power
قدرت روحانیگرا
clericalist influence
نفوذ روحانیگرا
clericalist rule
حاکمیت روحانیگرا
clericalist ideology
ایدئولوژی روحانیگرا
clericalist state
کشور روحانیگرا
clericalist movement
جنبش روحانیگرا
clericalist policies
خطمشیهای روحانیگرا
clericalist doctrine
عقیده/دیدگاه روحانیگرا
clericalist factions
گروههای روحانیگرا
the clericalist approach often prioritizes bureaucracy over efficiency.
رویکرد دولتیگرایانه اغلب بروکراسی را بر کارایی ترجیح میدهد.
many argue that a clericalist mindset can hinder innovation.
بسیاری استدلال میکنند که یک نگرش دولتیگرایانه میتواند مانع نوآوری شود.
in some organizations, clericalist practices have become the norm.
در برخی سازمانها، شیوههای دولتیگرایانه به حالت معمول درآمده است.
critics of clericalist policies believe they stifle creativity.
منتقدان سیاستهای دولتیگرایانه معتقدند که آنها خلاقیت را سرکوب میکنند.
the clericalist mentality can lead to excessive paperwork.
ذهنیت دولتیگرایانه میتواند منجر به حجم زیاد کار اداری شود.
she was labeled a clericalist for her rigid adherence to rules.
او به دلیل پایبندی سختگیرانهاش به قوانین، به عنوان یک دولتیگرا شناخته شد.
clericalist attitudes can create barriers to effective communication.
نگرشهای دولتیگرایانه میتوانند موانعی برای برقراری ارتباط موثر ایجاد کنند.
his clericalist tendencies often frustrated his colleagues.
تمایلات دولتیگرایانه او اغلب همکارانش را ناامید میکرد.
adopting a clericalist perspective may limit strategic thinking.
پذیرش دیدگاه دولتیگرایانه ممکن است تفکر استراتژیک را محدود کند.
the clericalist culture in the office was hard to change.
فرهنگ دولتیگرایانه در دفتر تغییر آن دشوار بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید