| جمع | clinids |
the marine biologist identified the clinid hiding among the rocks.
بیولوژیست دریایی کلینید را که در میان سنگها پنهان شده بود شناسایی کرد.
clinid fish are commonly found in the intertidal zones of south africa.
ماهیهای کلینید به طور گستردهای در مناطق بینموجی آفریقای جنوبی یافت میشوند.
researchers observed a small clinid swimming near the coral reef.
پژوهشگران یک کلینید کوچک را که در نزدیکی ریف های گیاهی در حال پлавانی بود، مشاهده کردند.
identifying a specific clinid species requires examining its dorsal fin structure.
شناسایی یک گونه خاص کلینید نیاز به بررسی ساختار پرههای پشتی آن دارد.
the elusive clinid blended perfectly with the sandy ocean floor.
کلینید گمراهکننده به طور کامل با زمین دریا پوشیده از ریگ به هم میپیوندد.
they documented the diverse feeding habits of the clinid population.
آنها رفتار غذایی متنوع جمعیت کلینید را ثبت کردند.
a brightly colored clinid darted into a crevice to escape predators.
یک کلینید رنگزیبایی به سرعت به یک شکاف پرید تا از شکارچیان فرار کند.
the book features a detailed illustration of a kelp clinid.
این کتاب یک نمودار جزئیاتبردار از یک کلینید لایهای را ارائه میدهد.
water temperature seems to affect the breeding cycle of this clinid.
دماي آب به نظر میرسد چرخه تولیدمثل این کلینید را تحت تأثیر قرار میدهد.
she photographed a rare clinid during her deep-sea dive.
او در حین غوص دریاییاش یک کلینید نادر را عکسبرداری کرد.
the ecosystem relies on the clinid to control small invertebrate populations.
ایکوسیستم به کلینید برای کنترل جمعیت حشرات خوراکی کوچک وابسته است.
most clinid species prefer shallow coastal waters with plenty of cover.
بیشتر گونههای کلینید به آبهای ساحلی سطحی با فراوانی پوشش ترجیح میدهند.
the marine biologist identified the clinid hiding among the rocks.
بیولوژیست دریایی کلینید را که در میان سنگها پنهان شده بود شناسایی کرد.
clinid fish are commonly found in the intertidal zones of south africa.
ماهیهای کلینید به طور گستردهای در مناطق بینموجی آفریقای جنوبی یافت میشوند.
researchers observed a small clinid swimming near the coral reef.
پژوهشگران یک کلینید کوچک را که در نزدیکی ریف های گیاهی در حال پлавانی بود، مشاهده کردند.
identifying a specific clinid species requires examining its dorsal fin structure.
شناسایی یک گونه خاص کلینید نیاز به بررسی ساختار پرههای پشتی آن دارد.
the elusive clinid blended perfectly with the sandy ocean floor.
کلینید گمراهکننده به طور کامل با زمین دریا پوشیده از ریگ به هم میپیوندد.
they documented the diverse feeding habits of the clinid population.
آنها رفتار غذایی متنوع جمعیت کلینید را ثبت کردند.
a brightly colored clinid darted into a crevice to escape predators.
یک کلینید رنگزیبایی به سرعت به یک شکاف پرید تا از شکارچیان فرار کند.
the book features a detailed illustration of a kelp clinid.
این کتاب یک نمودار جزئیاتبردار از یک کلینید لایهای را ارائه میدهد.
water temperature seems to affect the breeding cycle of this clinid.
دماي آب به نظر میرسد چرخه تولیدمثل این کلینید را تحت تأثیر قرار میدهد.
she photographed a rare clinid during her deep-sea dive.
او در حین غوص دریاییاش یک کلینید نادر را عکسبرداری کرد.
the ecosystem relies on the clinid to control small invertebrate populations.
ایکوسیستم به کلینید برای کنترل جمعیت حشرات خوراکی کوچک وابسته است.
most clinid species prefer shallow coastal waters with plenty of cover.
بیشتر گونههای کلینید به آبهای ساحلی سطحی با فراوانی پوشش ترجیح میدهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید