clinkers

[ایالات متحده]/ˈklɪŋkəz/
[بریتانیا]/ˈklɪŋkərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. شکل‌گیری یا تبدیل شدن به کلاکرها
vt. تبدیل کردن به کلاکرها
n. تکه‌های کوچک خاکستر یا مواد سوخته ذوب شده

عبارات و ترکیب‌ها

clinkers removal

حذف کلینکر

clinkers formation

تشکیل کلینکر

clinkers analysis

تجزیه و تحلیل کلینکر

clinkers control

کنترل کلینکر

clinkers management

مدیریت کلینکر

clinkers testing

آزمایش کلینکر

clinkers treatment

درمان کلینکر

clinkers inspection

بازرسی کلینکر

clinkers disposal

دور ریختن کلینکر

جملات نمونه

the clinkers from the furnace need to be removed regularly.

خاکسترها را باید به طور منظم از کوره خارج کرد.

we found clinkers in the ash after the fire.

ما خاکسترها را در خاکستر بعد از آتش پیدا کردیم.

clinkers can affect the efficiency of the boiler.

خاکسترها می‌توانند بر کارایی دیگ تأثیر بگذارند.

the construction workers had to clear the clinkers before starting.

کارگران ساختمانی باید قبل از شروع خاکسترها را پاک کنند.

clinkers are often used in road construction.

خاکسترها اغلب در ساخت جاده استفاده می‌شوند.

the quality of the clinkers can indicate the firing temperature.

کیفیت خاکسترها می‌تواند دمای آتش را نشان دهد.

we need to analyze the clinkers for better production.

ما باید خاکسترها را برای تولید بهتر تجزیه و تحلیل کنیم.

he noticed the clinkers piling up in the corner.

او متوجه شد که خاکسترها در گوشه جمع شده‌اند.

removing clinkers is essential for maintaining equipment.

حذف خاکسترها برای حفظ تجهیزات ضروری است.

clinkers can be recycled for various applications.

می‌توان خاکسترها را برای کاربردهای مختلف بازیافت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید