clit

[ایالات متحده]/klɪt/
[بریتانیا]/klɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بخش کوچک و حساس از اندام تناسلی زنانه

عبارات و ترکیب‌ها

clit stimulation

تحریک کلیتوم

clit massage

ماساژ کلیتوم

clit pleasure

لذت کلیتوم

clit sensitivity

حساسیت کلیتوم

clit rings

حلقه‌های کلیتوم

clit hood

سرپوش کلیتوم

clit piercing

سوراخ کردن کلیتوم

clit toys

اسباب‌بازی‌های کلیتوم

clit orgasm

اوج لذت کلیتوم

clit vibes

احساسات کلیتوم

جملات نمونه

she was sensitive around her clit.

او در اطراف клиتش حساس بود.

many women enjoy stimulation of the clit.

بسیاری از زنان از تحریک клиت لذت می برند.

he learned how to please her clit.

او یاد گرفت که چگونه клиتش را خوشحال کند.

the clit is an important part of female anatomy.

клиت بخشی مهم از آناتومی زن است.

understanding the clit can enhance sexual pleasure.

درک клиت می تواند لذت جنسی را افزایش دهد.

she described her experience with clit stimulation.

او تجربه خود را با تحریک клиت توصیف کرد.

clit orgasms can feel very intense.

ارگاسم клиت می تواند بسیار شدید باشد.

he focused on her clit during foreplay.

او در هنگام پیشنوازی روی клиتش تمرکز کرد.

she used a toy for clit stimulation.

او از یک اسباب بازی برای تحریک клиت استفاده کرد.

many guides discuss techniques for clit pleasure.

راهنماهای زیادی در مورد تکنیک های لذت клиت بحث می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید