orgasm

[ایالات متحده]/'ɔːgæz(ə)m/
[بریتانیا]/'ɔrɡæzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اوج هیجان جنسی

جملات نمونه

Head and neck muscles often tighten during sexual activity, and blood pressure can increase at orgasm, causing blood vessels in the brain to dilate, a condition technically named coital cephalgia.

عضلات سر و گردن اغلب در طول فعالیت جنسی سفت می‌شوند و فشار خون می‌تواند در هنگام اوج لذت جنسی افزایش یابد و باعث شود رگ‌های خونی در مغز منبسط شوند، وضعیتی که به طور فنی به نام کویتال سفالژی نامیده می‌شود.

She experienced a powerful orgasm.

او یک اوج لذت جنسی قوی را تجربه کرد.

He made her reach orgasm multiple times.

او باعث شد او چندین بار به اوج لذت جنسی برسد.

The movie depicted a very realistic orgasm scene.

فیلم صحنه اوج لذت جنسی بسیار واقعی را به تصویر کشید.

They explored different ways to achieve orgasm.

آنها راه‌های مختلف رسیدن به اوج لذت جنسی را بررسی کردند.

She faked an orgasm to please her partner.

او برای خشنود کردن شریکش، اوج لذت جنسی را جعل کرد.

The book described the science behind orgasm.

کتاب علمی پشت اوج لذت جنسی را شرح داد.

He studied the physiological responses during orgasm.

او پاسخ‌های فیزیولوژیکی در طول اوج لذت جنسی را مطالعه کرد.

She felt a sense of euphoria after the orgasm.

او بعد از اوج لذت جنسی احساس سرخوشی کرد.

The therapist discussed the importance of communication in achieving orgasm.

درمانگر اهمیت برقراری ارتباط در رسیدن به اوج لذت جنسی را مورد بحث قرار داد.

They attended a workshop on enhancing orgasmic experiences.

آنها در یک کارگاه آموزشی در مورد افزایش تجربیات اوج لذت جنسی شرکت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید