clots

[ایالات متحده]/klɒts/
[بریتانیا]/klɑts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توده‌های مایع لخته‌شده، به‌ویژه خون؛ احمق؛ نادان
v. غلیظ شدن یا لخته شدن

عبارات و ترکیب‌ها

blood clots

گرفتگی خون

clots form

تشکیل لخته

clots dissolve

حل شدن لخته

clots develop

توسعه لخته

clots increase

افزایش لخته

clots appear

ظاهر شدن لخته

clots risk

خطر لخته

clots treatment

درمان لخته

clots symptoms

علائم لخته

clots removal

جدا کردن لخته

جملات نمونه

blood clots can be dangerous if not treated properly.

خونریزی لخته‌ها در صورت عدم درمان مناسب می‌تواند خطرناک باشد.

doctors often use medication to dissolve clots.

پزشکان اغلب از داروها برای حل کردن لخته‌ها استفاده می‌کنند.

clots can form in the veins after long periods of inactivity.

لخته‌ها می‌توانند در رگ‌ها پس از دوره‌های طولانی بی‌تحرکی تشکیل شوند.

she has a family history of blood clots.

او سابقه خانوادگی لخته خون دارد.

clots may lead to serious health complications.

لخته‌ها ممکن است منجر به عوارض جدی سلامتی شوند.

regular exercise can help prevent the formation of clots.

ورزش منظم می‌تواند به جلوگیری از تشکیل لخته‌ها کمک کند.

he was advised to monitor for any signs of clots.

به او توصیه شد علائم لخته را زیر نظر داشته باشد.

clots can occur in arteries or veins.

لخته‌ها می‌توانند در شریان‌ها یا رگ‌ها رخ دهند.

certain medical conditions increase the risk of clots.

برخی شرایط پزشکی خطر ابتلا به لخته را افزایش می‌دهند.

she experienced symptoms that suggested the presence of clots.

او دچار علائمی شد که نشان دهنده وجود لخته بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید