clotured

[ایالات متحده]/ˈkləʊtʃəd/
[بریتانیا]/ˈkloʊtʃərd/

ترجمه

vt. پایان دادن به یک بحث
n. خاتمه بحث

عبارات و ترکیب‌ها

clotured debate

بحث بسته

clotured vote

رای‌گیری بسته

clotured session

جلسه بسته

clotured discussion

بحث و گفتگو بسته

clotured motion

پیشنهاد بسته

clotured procedure

روش بسته

clotured amendment

اصلاحیه بسته

clotured bill

طرح بسته

clotured issue

مسئله بسته

clotured agreement

توافق بسته

جملات نمونه

the debate was clotured after several hours of discussion.

بحث پس از چندین ساعت بحث بسته شد.

they decided to move forward once the motion was clotured.

آنها تصمیم گرفتند پس از بسته شدن طرح به جلو بروند.

the senator requested that the session be clotured to save time.

سناتور درخواست کرد که برای صرفه‌جویی در وقت، جلسه بسته شود.

after the vote, the bill was officially clotured.

پس از رای گیری، قانون به طور رسمی بسته شد.

clotured discussions are often more efficient.

بحث‌های بسته اغلب کارآمدتر هستند.

once the debate was clotured, the decision was made quickly.

بلافاصله پس از بسته شدن بحث، تصمیم به سرعت اتخاذ شد.

the committee voted to have the meeting clotured.

کمیته رای داد تا جلسه را به پایان برساند.

clotured proceedings can lead to a faster resolution.

تشریفات بسته می‌تواند منجر به حل سریع‌تر شود.

the rules allow for a clotured vote under certain circumstances.

قوانین اجازه رای گیری بسته را در شرایط خاص می‌دهد.

clotured sessions are a common practice in legislative bodies.

جلسات بسته یک عمل رایج در نهادهای قانونگذاری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید