cloudburst

[ایالات متحده]/ˈklaʊdbɜːst/
[بریتانیا]/ˈklaʊdbɜːrst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بارش ناگهانی و سنگین، باران سیل‌آسا.
Word Forms

جملات نمونه

Crying, the rustle of storm and cloudburst entangled.Equinox has gone, then the weather is no longer muggy as before.

با گریه، خش خش طوفان و باران شدید در هم تنیده شد.اعتدال از بین رفته است، سپس هوا دیگر مانند قبل شرجی نیست.

The sudden cloudburst caught us off guard.

باران شدید ناگهانی ما را غافلگیر کرد.

The farmers were grateful for the cloudburst that saved their crops.

کشاورزان از باران شدیدی که محصولات آنها را نجات داد، سپاسگزار بودند.

The cloudburst caused flooding in the streets.

باران شدید باعث سیل در خیابان ها شد.

Residents were advised to stay indoors during the cloudburst.

به ساکنان توصیه شد در طول باران شدید در داخل خانه بمانند.

The cloudburst resulted in a mudslide on the mountain slopes.

باران شدید باعث رانش زمین در دامنه کوه ها شد.

After the cloudburst, the sun came out and painted a beautiful rainbow.

پس از باران شدید، خورشید بیرون آمد و یک رنگین کمان زیبا ترسیم کرد.

The cloudburst caused flight delays at the airport.

باران شدید باعث تاخیر در پروازها در فرودگاه شد.

The cloudburst brought much-needed relief to the drought-stricken region.

باران شدید، آرامش بسیار مورد نیاز را به منطقه دچار خشکسالی آورد.

She got soaked in the cloudburst on her way home.

او در راه بازگشت به خانه در باران شدید خیس شد.

Despite the cloudburst, the outdoor concert continued as planned.

با وجود باران شدید، کنسرت فضای باز طبق برنامه ادامه یافت.

نمونه‌های واقعی

After midnight a torrential cloudburst came up.

پس از نیمه‌شب، یک باران شدید و سیل‌آسا رخ داد.

منبع: One Hundred Years of Solitude

The Lord will cause people to hear his majestic voice and will make them see his arm coming down with raging anger and consuming fire, with cloudburst, thunderstorm and hail.

خداوند باعث خواهد شد مردم صدای باشکوه او را بشنوند و ببینند که دست او با خشم و آتش سوزان پایین می‌آید، با باران شدید، طوفان و تگرگ.

منبع: 23 Isaiah Musical Bible Theater Edition - NIV

It was a poor outlook, Grant felt, if he had to wait until the next cloudburst to recover Searle's body. The gathering greyness of the day depressed him; in a couple of hours they would have to call it off.

گرانت احساس کرد اگر مجبور باشد تا باران شدید بعدی منتظر بماند تا جسدSearle را پیدا کند، وضعیت خوبی نبود. رنگ خاکستری جمع شده روز او را ناراحت کرد؛ در عرض چند ساعت باید آن را لغو کنند.

منبع: A handsome face.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید