cmos

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نیمه‌رسانای اکسید فلزی مکمل (CMOS)

عبارات و ترکیب‌ها

cmos sensor

حسگر CMOS

cmos technology

فناوری CMOS

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید