coagulated blood
خون منعقد شده
coagulated protein
پروتئین منعقد شده
coagulated milk
شیر منعقد شده
coagulated fat
چربی منعقد شده
coagulated liquid
مایع منعقد شده
coagulated tissue
بافت منعقد شده
coagulated mass
توده منعقد شده
coagulated substances
مواد منعقد شده
coagulated solution
حلول منعقد شده
coagulated mixture
مخلوط منعقد شده
the blood has coagulated around the wound.
خون در اطراف زخم منعقد شده است.
the milk coagulated after being left out too long.
شیر پس از قرار گرفتن در بیرون از مدت زمان طولانی منعقد شد.
as the soup cooled, it coagulated into a thick paste.
همانطور که سوپ خنک شد، به یک خمیر غلیظ تبدیل شد.
the protein in the egg coagulated when heated.
پروتئین موجود در تخم مرغ با گرم شدن منعقد شد.
the gelatin will coagulate once it reaches room temperature.
ژلاتین هنگامی که به دمای اتاق رسید منعقد خواهد شد.
coagulated blood is often used in traditional medicine.
خون منعقد شده اغلب در طب سنتی استفاده می شود.
when exposed to air, the paint coagulated quickly.
هنگامی که در معرض هوا قرار می گیرد، رنگ به سرعت منعقد می شود.
the mixture should be stirred until it coagulated.
مخلوط باید تا زمانی که منعقد شود هم زده شود.
coagulated fats can be difficult to remove from cookware.
چربی های منعقد شده می توانند از نظر حذف از وسایل آشپزی دشوار باشند.
the scientist observed how the liquid coagulated under pressure.
دانشمند نحوه منعقد شدن مایع تحت فشار را مشاهده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید