clumped together
جمع شده
clumped mass
توده جمع شده
clumped cells
سلولهای جمع شده
clumped leaves
برگهای جمع شده
clumped fibers
الیاف جمع شده
clumped particles
ذرات جمع شده
clumped data
دادههای جمع شده
clumped groups
گروههای جمع شده
clumped rocks
سنگهای جمع شده
clumped flowers
گلهای جمع شده
the leaves clumped together after the rain.
برگها بعد از باران به هم چسبیده بودند.
the children clumped in groups during recess.
بچه ها در زمان استراحت به صورت گروهی جمع شدند.
clouds clumped in the sky before the storm.
ابرها قبل از طوفان در آسمان جمع شدند.
the hair clumped together when wet.
موها وقتی خیس می شدند به هم چسبیده بودند.
they clumped around the table for a discussion.
آنها برای بحث دور میز جمع شدند.
the data points clumped in certain areas of the graph.
نقاط داده در مناطق خاصی از نمودار جمع شدند.
fruits clumped on the branches of the tree.
میوه ها روی شاخه های درخت جمع شده بودند.
the students clumped together to share notes.
دانشجویان برای به اشتراک گذاشتن یادداشت ها دور هم جمع شدند.
dust clumped in the corners of the room.
گرد و غبار در گوشه های اتاق جمع شده بود.
in the swamp, the plants clumped closely together.
در مرداب، گیاهان به طور نزدیک به هم جمع شده بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید