clumped

[ایالات متحده]/klʌmpt/
[بریتانیا]/klʌmpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در حال رشد در خوشه‌ها یا گروه‌ها
v. زمان گذشته و شکل گذشته participle از clump؛ تشکیل دادن به شکل یک خوشه

عبارات و ترکیب‌ها

clumped together

جمع شده

clumped mass

توده جمع شده

clumped cells

سلول‌های جمع شده

clumped leaves

برگ‌های جمع شده

clumped fibers

الیاف جمع شده

clumped particles

ذرات جمع شده

clumped data

داده‌های جمع شده

clumped groups

گروه‌های جمع شده

clumped rocks

سنگ‌های جمع شده

clumped flowers

گل‌های جمع شده

جملات نمونه

the leaves clumped together after the rain.

برگ‌ها بعد از باران به هم چسبیده بودند.

the children clumped in groups during recess.

بچه ها در زمان استراحت به صورت گروهی جمع شدند.

clouds clumped in the sky before the storm.

ابرها قبل از طوفان در آسمان جمع شدند.

the hair clumped together when wet.

موها وقتی خیس می شدند به هم چسبیده بودند.

they clumped around the table for a discussion.

آنها برای بحث دور میز جمع شدند.

the data points clumped in certain areas of the graph.

نقاط داده در مناطق خاصی از نمودار جمع شدند.

fruits clumped on the branches of the tree.

میوه ها روی شاخه های درخت جمع شده بودند.

the students clumped together to share notes.

دانشجویان برای به اشتراک گذاشتن یادداشت ها دور هم جمع شدند.

dust clumped in the corners of the room.

گرد و غبار در گوشه های اتاق جمع شده بود.

in the swamp, the plants clumped closely together.

در مرداب، گیاهان به طور نزدیک به هم جمع شده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید