| جمع | coalies |
coaly substance
مواد دوشباه
coaly deposits
رسوبات دوشباه
coaly material
مواد دوشباهی
coaly rocks
سنگهای دوشباه
coaly texture
بافت دوشباه
coaly samples
نمونههای دوشباه
coaly formation
تشکیل دوشباه
coaly layers
لایههای دوشباه
coaly fossils
فسیلهای دوشباه
coaly sediment
رسوبات دوشباه
the coaly smell of the fire filled the room.
بوی زغاری آتش اتاق را پر کرد.
he wore a coaly jacket to keep warm.
او برای گرم ماندن یک ژاکت زغاری پوشید.
the artist used coaly shades for the landscape painting.
هنرمند از سایههای زغاری برای نقاشی منظره استفاده کرد.
her coaly hair shone under the sunlight.
موهای زغاری او در زیر نور خورشید میدرخشید.
they discovered coaly deposits near the river.
آنها رسوبات زغاری را در نزدیکی رودخانه کشف کردند.
the coaly texture of the fabric was unique.
بافت زغاری پارچه منحصر به فرد بود.
he described the coaly landscape as hauntingly beautiful.
او منظره زغاری را به عنوان ترسناک و زیبا توصیف کرد.
the coaly rocks sparkled in the sunlight.
صخرههای زغاری در نور خورشید میدرخشیدند.
her coaly eyes were striking against her pale skin.
چشمان زغاری او در برابر پوست رنگپریدهاش چشمگیر بود.
the coaly residue left behind was difficult to clean.
رسیدههای زغاری که باقی مانده بود، تمیز کردن آن دشوار بود.
coaly substance
مواد دوشباه
coaly deposits
رسوبات دوشباه
coaly material
مواد دوشباهی
coaly rocks
سنگهای دوشباه
coaly texture
بافت دوشباه
coaly samples
نمونههای دوشباه
coaly formation
تشکیل دوشباه
coaly layers
لایههای دوشباه
coaly fossils
فسیلهای دوشباه
coaly sediment
رسوبات دوشباه
the coaly smell of the fire filled the room.
بوی زغاری آتش اتاق را پر کرد.
he wore a coaly jacket to keep warm.
او برای گرم ماندن یک ژاکت زغاری پوشید.
the artist used coaly shades for the landscape painting.
هنرمند از سایههای زغاری برای نقاشی منظره استفاده کرد.
her coaly hair shone under the sunlight.
موهای زغاری او در زیر نور خورشید میدرخشید.
they discovered coaly deposits near the river.
آنها رسوبات زغاری را در نزدیکی رودخانه کشف کردند.
the coaly texture of the fabric was unique.
بافت زغاری پارچه منحصر به فرد بود.
he described the coaly landscape as hauntingly beautiful.
او منظره زغاری را به عنوان ترسناک و زیبا توصیف کرد.
the coaly rocks sparkled in the sunlight.
صخرههای زغاری در نور خورشید میدرخشیدند.
her coaly eyes were striking against her pale skin.
چشمان زغاری او در برابر پوست رنگپریدهاش چشمگیر بود.
the coaly residue left behind was difficult to clean.
رسیدههای زغاری که باقی مانده بود، تمیز کردن آن دشوار بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید