coaly

[ایالات متحده]/ˈkəʊli/
[بریتانیا]/ˈkoʊli/

ترجمه

adj. شبیه زغال سنگ؛ حاوی زغال سنگ؛ مربوط به زغال سنگ
Word Forms
جمعcoalies

عبارات و ترکیب‌ها

coaly substance

مواد دوشباه

coaly deposits

رسوبات دوشباه

coaly material

مواد دوشباهی

coaly rocks

سنگ‌های دوشباه

coaly texture

بافت دوشباه

coaly samples

نمونه‌های دوشباه

coaly formation

تشکیل دوشباه

coaly layers

لایه‌های دوشباه

coaly fossils

فسیل‌های دوشباه

coaly sediment

رسوبات دوشباه

جملات نمونه

the coaly smell of the fire filled the room.

بوی زغاری آتش اتاق را پر کرد.

he wore a coaly jacket to keep warm.

او برای گرم ماندن یک ژاکت زغاری پوشید.

the artist used coaly shades for the landscape painting.

هنرمند از سایه‌های زغاری برای نقاشی منظره استفاده کرد.

her coaly hair shone under the sunlight.

موهای زغاری او در زیر نور خورشید می‌درخشید.

they discovered coaly deposits near the river.

آنها رسوبات زغاری را در نزدیکی رودخانه کشف کردند.

the coaly texture of the fabric was unique.

بافت زغاری پارچه منحصر به فرد بود.

he described the coaly landscape as hauntingly beautiful.

او منظره زغاری را به عنوان ترسناک و زیبا توصیف کرد.

the coaly rocks sparkled in the sunlight.

صخره‌های زغاری در نور خورشید می‌درخشیدند.

her coaly eyes were striking against her pale skin.

چشمان زغاری او در برابر پوست رنگ‌پریده‌اش چشمگیر بود.

the coaly residue left behind was difficult to clean.

رسیده‌های زغاری که باقی مانده بود، تمیز کردن آن دشوار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید